Sunday, August 16, 2009

گزارشگر صدا و سیما : هر کی مصاحبه کنه بهش شارژ ایرانسل یا ساعت مچی جایزه میدیم

امروز صبح میخواستم برم میدان توپخانه ( برای خرید فیتور ال ام بی و سوییچر ماهواره ) از میدان هفت تیر سوار مترو شدم و در میدان توپخانه پیاده شدم و تا از ایستگاه اومدم بیرون یک آقایی اومد جلو گفت آقا مصاحبه میکنید . گفتم باکی و درباره چی ؟ ( خودش تنها بود و دورو برش هم دوربین و میکروفونی نبود ) گفت : ما از صدا و سیما هستیم و میخواهیم گزارشی تهیه کنیم درباره نقش منفی اغتشاشات اخیر در جامعه و همچنین رضایت مردم از نحوه برگزاری دادگاه اغتشاشگران و در ادامه گفت اگر مصاحبه کنید به انتخاب خودتون بعنوان هدیه شارژ 5000 هزارتومانی ایرانسل یا یک عدد ساعت مچی اهدا میکنیم . سریع پریدم توی حرفش گفتم اولا چون از صدا و سیما هستید اصلا باهاتون مصاحبه نمیکنم اونم بخاطر این موضوع چرت و پرت و در ثانی اون شارژ ایرانسل و ساعت مچی بخوره توی سر ضرغامی و همه کارمندای مزدور صدا و سیما . طرف حسابی جا خورد گفت آقا چرا توهین میکنید . گفتم من تازه دهانمو باز نکردم وگرنه لیاقت شما ها خیلی چیزهای بیشتر از این هست . طرف که دید من حسابی شاکی هستم سریع بطرف خیابان باب همایون ( خیابان جنب ایستگاه مترو ) حرکت کرد و رفت توی یک ماشین پاترولی که آرم صدا سیما روی درب جلوش بود نشست . من هم رفتم قسمت شمالی میدان توپخانه ( معروف به پشت شهرداری ) لوازم مورد نیازم رو خریدم یه چرخی هم زدم و برگشتم سمت ایستگاه مترو که بسمت میدان هفت تیر برگردم دیدم همون یارو و یک فیلمبردار و یکی از گزارشگرای نه چندان معروف صدا و سیما در حال مصاحبه با یک بنده خدایی هستند که از چهرش نشون میداد از اون ببو گلابی های دو نبش هست و هرکی هم از جلوی اونها رد میشد یک هووووویی میکشید . خلاصه الان دیدم خبر 30/20 داره اون گزارشی رو که صبح ضبط کرده بودنو پخش مکنن . دلم بحال این مصاحبه شونده ها خیلی میسوزه که بخاطر یک شارژ 5000 تومانی ایرانسل یا ساعت مچی حاضرند هرچی بگن و خودشونو توی در و همسایه مضحکه کنند

جمعی از علمای قم، مشهد و اصفهان از خبرگان خواستار ارزیابی صلاحیت‌های رهبری شدند

جمعی از علما و فضلای حوزه‌های علمیه قم، اصفهان و مشهد در نامه سرگشاده‌ای به اعضای مجلس خبرگان رهبری دغدغه‌های خود را با ایشان در میان گذاشته‌اند و خواستار ارزیابی صلاحیت‌های آیت الله خامنه‌ای برای ادامه رهبری جمهوری اسلامی شده‌اند.پس از انتخابات 22 خرداد و وقایع بعد از آن بدنبال حمایت تمام‌قد آیت الله خامنه‌ای از نتایج اعلام شده انتخابات و خطبه‌های تاریخی ایشان در نماز جمعه 29 خرداد و سرکوب‌های خونین خیابانی و بازداشت گسترده فعلان سیاسی منتقد و شکنجه بازداشت شدگان در زندان‌های گاه ناشناس و کشته شدن برخی از بازداشت‌شده‌ها موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم بویژه روحانیون و فقها و مراجع برخاست. فتاوای تاریخی 19 تیر آیت الله العظمی منتظری، نامه‌های آیت الله طاهری اصفهانی، اظهارنظرهای فقهی آیت الله بیات زنجانی، نامه نمایندگان ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی و بیانیه اخیر آیت الله سید علی محمد دستغیب نمونه‌های از این اعتراضات رو به گسترش است

Thursday, August 13, 2009

نماينده سقز و بانه خطاب به احمدي نژاد: ستاد هاي شما به ستاد هاي ايجاد رعب و وحشت تبديل شده است

فخرالدين حيدري نماينده سقز و بانه دقايقي پيش نطق ميان دستور خود را در مجلس ايراد كرد كه به انتقاداتي صريح از عملكرد دولت در كردستان اشاره و سخنراني احمدي نژاد در مراسم تنفيذ و تحليف را به چالش كشيد. اين سخراني به طور مستقيم از راديو مجلس پخش شد.
به گزارش شارنيوز؛ وي در ابتداي سخنان خود بيكاري را واژه اي آشنا براي همه خواند اما كردستان با آن پيوندي ناگسستني دارد به شكلي كه بسياري از تحصيل كردگان اين استان بدون شغل مانده اند درحالي كه در دوراني كه كردستان زير رگبار گلوله صدام بود تلاش فراواني شد تا فرزندان كردستان به سلامت از بحران عبور كنند و امروز بيكاري فرجام آنها است.
حيدري با اشاره به عدم تكميل زير ساخت ها در كردستان، آن را دليل اصلي عدم حضور بخش خصوصي در عرصه هاي مختلف دانست چرا كه زماني كه كردستان جنگ و بمباران را تجربه مي كرد ديگر استان ها مشغول آباداني و توسعه بودند.
نماينده سقز وبانه صحنه تكراري اين روزهاي جاده هاي كردستان را تكه سنگ هايي بزرگ بر روي تريلر ها عنوان كرد كه توسط نهاد هاي دولتي به خارج از استان انتقال مي يابند و بهره آن براي كردستان افزايش تصادفات، صدمه ديدن راه ها و افزايش بيكاري و هزينه ها است. وي ضمن طرح اين پرسش كه چرا اصل ۴۴ در مورد معادن كردستان اجرا نشده است؟ خطاب به استاندار و وزير صنايع گفت:ديگر حق نداريد سهل انگاري كنيد.
حيدري در بخش ديگري از نطق خود در مجلس وشوراي اسلامي به سخنان احمدي نژاد در مراسم تنفيذ و تحليف اشاره كرد و خطاب به وي گفت: آقاي احمدي نژاد شما در سخنانتان به واژه عدالت اشاره كرديد و گفتيد همه مردم ايران شهروند درجه اول هستند اگرچه اينها واژه هاي زيبايي هستند اما من هرچه فكر مي كنم نمي دانم چرا نبايد بعد از گذشت ۳۰ سال كردستان استانداري كرد و اهل سنت داشته باشد، چرا نبايد مديران كل و معاونان سياسي امنيتي كرد اهل سنت باشند، چرا نبايد متولي فرهنگ و ارشاد كردستان كرد اهل سنت باشد؟ چرا مسئولان گزينش ادارت و واحد هاي حراست هيچ كدام كرد اهل نيستند؟ آيا اين عدالت و شهروندي درجه اولي است؟
حيدري تصريح كرد: ديگر وقت شعار دادن نيست و بايد در دولت دهم از نيروهاي بومي كرد اهل سنت استفاده شود چون حق مسلم مردم كردستان است.
نماينده سقز و بانه در ادامه بخش ديگري از سخنان احمدي نژاد در مراسم تحليف را به چالش كشيد و خطاب به وي گفت: شما گفتيد “اين كه به چه كسي راي داده باشيم مهم نيست” در حالي كه اينگونه نيست و تسويه حساب ها شروع شده است، ستاد هاي شما به ستاد هاي ايجاد رعب و وحشت تبديل شده و كساني كه به احمدي نژاد راي نداده اند از زندگي و مسئوليت ساقط مي شوند و تمام امور به كساني كه در ستاد هاي شما بوده اند سپرده مي شود.
وي پيشنهاد كرد دولت از نيروها هاي كارآمد و شايسته استفاده كند تا در ميانه راه به علت سوء استفاده افراد نا لايق مجبور به تعويض مسئولان و عذرخواهي نشود

حمله شديد روزنامه كيهان به مهدي كروبي

حسين شريعتمداري در سرمقاله كيهان چهارشنبه، ۲۱ مردادماه، به بهانه نامه‌اي كه كروبي به هاشمي نوشته بود، به شدت به وي حمله كرد. شرح كامل اين هجوم بي‌پرده به يكي از مقامات بلندپايه كشور توسط نماينده ولي‌فقيه در كيهان كه البته مهر تاييديست بر جنايات و تجاوزهاي وحشيانه صورت گرفته اخير را در زير مي‌خوانيد

سر مقاله كيهان چهارشنبه 21 مرداد در حمله به كروبي :

1- مي‌گويند پادشاهي با تعجب آميخته به تقدير، وزير خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در ميان اهل ديار خود قدر و منزلت بالايي داشت و جز به مقام بلند در كشور خويش تن نمي‌داد، چه ارزان او را خريدي و به آستان بوسي ما آوردي؟ آنهم در جمع چاكران و غلامان، نه بزرگان و اميران؟! و زير زمين ادب بوسيد و گفت: او را هنگامي خريدم كه قدر و قيمت پيشين بر باد داده و به غايت ارزان شده بود! هنر من آن نيست كه متاع گران را ارزان خريده باشم، بلكه كالاي ارزان را به قيمت خريده‌ام!


2- شامگاه روز يكشنبه 18 مردادماه 88 سايت اينترنتي حزب اعتماد ملي نامه‌اي از مهدي كروبي خطاب به آقاي هاشمي رفسنجاني را منتشر كرد كه بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاري‌هاي خارجي و سايت‌هاي خبري گروه‌هاي ضد انقلاب روبرو شد. در اين نامه مهدي كروبي از رئيس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شايعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه‌ها تحقيق كند»! اين نامه تاريخ 7 مرداد، يعني 14 روز پيش را دارد و پسر كروبي در توضيح آن مي گويد پدرش اين نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصي براي آقاي هاشمي رفسنجاني و در حالي كه جوابي از او نگرفته است براي عموم منتشر مي‌كند! در نامه كروبي آمده است «عده ‌ي از افراد بازداشت شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند(!) كه منجر به ايجاد جراحات و... گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند، به طوري كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده ‌ند»! كروبي در اين نامه از منابع خبري خود نام نمي‌برد و تنها مي‌نويسد: «افرادي اين مطالب را به من گفته‌اند كه داراي پست‌هاي حساس در اين كشور بوده‌اند»!


3- «منبع سياه» يكي از ترفندهاي شناخته شده و معروف در عمليات رواني است كه بيشترين كاربرد آن در «شايعه پراكني» است. در اين ترفند، «شايعه» مورد نظر دشمن به نقل از يك منبع ناشناخته و نامعلوم، ساخته و منتشر مي‌شود كه اصطلاحاً به «منبع سياه-Black Source» معروف است. انتخاب منبع سياه با اين منظور صورت مي‌پذيرد كه مخاطبان شايعه فقط شنونده باشند و مراجعه به منبع و كشف واقعيت براي آنان امكان پذير نباشد، چرا كه اگر منبع ارائه شده از نوع «سفيد» -روشن و قابل دسترسي- و يا «خاكستري»- نيمه روشن و نهايتاً قابل كشف- باشد، علاوه بر رسوايي شايعه‌پردازان، كارآيي شايعه نيز از بين مي‌رود. كارشناسان و صاحب نظران برجسته عمليات رواني، تاكيد مي‌كنند كه شايعات برخاسته از منبع سياه، دوام چنداني ندارد و در فاصله كوتاهي پس از انتشار، بي‌اثر مي‌شود. از اين روي معتقدند كه از ترفند منبع سياه فقط بايد در فضاي غبارآلود و با اهداف كوتاه مدت استفاده كرد. «منبع سياه» با واژه‌هايي نظير «گفته مي‌شود»! «شنيده شده است»! «افرادي كه نمي‌خواهند نامشان فاش شود گفته‌اند»! و... ارائه مي‌شود و در برخي از موارد نيز براي اين كه «شايعه» برخاسته از منبع سياه، واقعي جلوه داده شود، سازندگان شايعه، ضمن ارائه «منبع سياه» از مخاطبان مي خواهند كه خود درباره صحت و سقم آن دست به تحقيق و بررسي بزنند!


در نامه كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني، تمامي ويژگي هاي «شايعه سازي با استناد به منبع سياه» ديده مي شود. در اين نامه به جاي ارائه منابع قابل بررسي، از واژه هايي نظير «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادي كه در كشور پست هاي حساس داشته اند، شنيده ام»! و... استفاده شده كه شامل افراد فراوان و بي شماري مي شود و هيچكدام از آنان نيز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسي نيستند. نكته درخور توجه اين كه در ادامه نامه مهدي كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني از دومين شگرد در «سازه شايعه با منبع سياه» نيز استفاده شده و خطاب به آقاي هاشمي از وي خواسته شده است «مسئوليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين اخبار را برعهده بگيرد»!

همانگونه كه ديده مي شود در نامه مهدي كروبي از يكسو شايعه‌اي خطرناك و مشمئزكننده ساخته مي‌شود و از سوي ديگر هيچ منبع قابل دسترسي براي تحقيق درباره آن ارائه نمي‌شود. يعني دقيقاً شايعه‌اي برخاسته از منبع سياه ساخته و منتشر شده است و با شناختي كه از مهدي كروبي در دست است و مخصوصاً طي چند ماه اخير آشكارتر شده است به جرأت مي‌توان گفت وي در حد و اندازه‌اي نيست كه خود اين شايعه را با رعايت تمامي ترفندها و ريزه كاري هاي فني تهيه كرده باشد. اما چه كساني آن را ساخته اند؟ كافي است به اطرافيان مهدي كروبي و سوابق شناخته شده آنها نظري افكنده شود!

4- در آموزه‌هاي عمليات رواني، شايعه برخاسته از منبع سياه در حد يك شبنامه ارزيابي مي‌شود كه فاقد اثرگذاري مورد نظر شايعه سازان است، كارشناسان عمليات رواني براي جبران اين نقيصه توصيه مي‌كنند كه ارائه «منبع سياه» را يك «شخص حقيقي» و شناخته شده برعهده بگيرد تا نگاه مخاطب قبل از «منبع» به شخص ارائه كننده «منبع سياه» جلب شود كه اين وظيفه را مهدي كروبي برعهده گرفته است. اما، همين كارشناسان، از اين حالت با عنوان «ترفند كثيف DIRTY TRICK» ياد مي‌كنند و معتقدند شخصي كه مأموريت ارائه منبع سياه را برعهده مي‌گيرد بايد از شخصيت خود عبور كرده باشد و يا به اندازه اي كم شعور باشد كه قدرت درك پايان ماجرا را نداشته باشد، چرا كه شايعه برخاسته از منبع سياه، بسيار كم دوام است و بي اساس بودن آن خيلي زود بر ملا شده و براي شخص مفروض رسوايي برانگيز خواهد بود. بايد توجه داشت كه ميزان اين رسوايي با نوع شايعه ارتباط مستقيم دارد و هر چه شايعه مشمئز كننده تر، رسوايي حاصل از آن بيشتر... و اما دشمن در مهدي كروبي كدام ويژگي مورد لزوم براي «ترفند كثيف» را كشف كرده كه او را برگزيده است؟! آنچه به جرأت مي توان گفت اين كه؛ كروبي طي چندماه اخير به يكي از سهل الوصول ترين شخصيت‌هاي مورد نياز براي دشمنان ايران اسلامي و مردم شريف آن تبديل شده و به قول وزير آن پادشاه، ارزان شده است كه ارزان خريده مي‌شود

-5چرا كروبي نامه مورد اشاره را خطاب به آقاي هاشمي نوشته است؟ اين نامه، مطابق معمول و به روش جاري و معقول بايد خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه نوشته مي‌شد. ولي تهيه كنندگان نامه كذايي مي‌دانسته‌اند كه نامه‌نگاري به قوه قضائيه و درخواست بررسي از اين قوه الزاماً بايستي با ارائه سند، دليل و يا شواهد و قرائني همراه باشد و دست كروبي- بخوانيد تهيه‌كنندگان اصلي نامه- از اين اسناد و شواهد خالي است. و اساساً هدف از ارسال نامه ياد شده، شايعه پردازي و فضاسازي براي سوءاستفاده دشمنان بيروني بوده است و چنانچه كروبي اين نامه را براي آيت الله شاهرودي مي‌فرستاد، ايشان بلافاصله از وي درخواست سند و شاهد كرده و بررسي براي صحت و سقم اين شايعات را در دستور كار قرار مي‌داد. در اين حالت -مفروض- اولا؛ دست كروبي - بخوانيد دست‌هاي پنهان در پشت ماجرا- خيلي زود برملا مي‌شد. و ثانياً كروبي نمي‌توانست ادعا كند كه نامه را ابتدا به طور خصوصي براي آقاي رفسنجاني فرستاده و بعد از آن كه پاسخي نگرفته اقدام به انتشار عمومي آن كرده است! و حال آن كه مقصود اصلي نامه، سياه نمايي عليه اسلام و انقلاب و مقصد اصلي آن، رسانه ها و محافل بيگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آيت الله شاهرودي نوشته مي شد، اين مقصود و مقصد به دست نمي آمد، چرا كه ارزشي بيشتر از يك ترفند نداشت. دقيقاً مانند اين كه، شخصي با ارسال نامه به يكي از مسئولان غيرقضايي و غيرامنيتي ادعا كند «برخي از افراد و كساني كه قبلاً در كشور مسئوليت داشته اند، خبر داده اند كه مهدي كروبي تعدادي از جوانان را به بهانه اشتغال به يك خانه تيمي متعلق به حزب اعتمادملي كشانده و سپس به طرز فجيعي آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسئول بخواهد كه «صحت و سقم اين اخبار را بررسي كند»! و سپس اين نامه را براي راديوهاي بي بي سي، آمريكا، اسرائيل و سايت خبري بهايي‌ها و... بفرستد. اين حالت با آنچه مهدي كروبي نوشته است چه تفاوتي دارد؟! هيچ! و از نظر قضايي و حقوقي چه ارزشي دارد؟ باز هم؛ هيچ!!... پس «اي هيچ براي هيچ بيهوده مپيچ»!


6- اگرچه مهدي كروبي براي بسياري از اطرافيان خود نيز قدر و منزلتي ندارد تا آنجا كه مسئول ستاد انتخاباتي وي، پاي صندوق راي، برگه راي خود را به همه نشان مي‌دهد تا بدانند او آنقدر كم هوش و كودن نيست كه به كروبي راي بدهد! ولي مردم براي قدر و منزلت انقلاب و نظام اسلامي خود ارزش فراواني قائلند و اجازه نمي ‌‌دهند افرادي مثل مهدي كروبي براي خوشامد عوامل سيا و موساد، با حيثيت آنها بازي كند! بنابراين وظيفه قطعي و غيرقابل ترديد دستگاه قضايي آن است كه مهدي كروبي را احضار كرده و از او براي اتهامي كه وارد كرده است دليل و سند بخواهد و اگر دليل و سندي ارائه داد كه ماجرا با جديت و بدون اغماض پي گيري شود. و اگر دليل و سندي ارائه نكرد- كه ندارد و نمي كند- او را بدون كمترين ملاحظه‌اي مجازات كنند. بديهي است كه در اين زمينه بايد به قول حضرت امام(ره) نگاه حكومتي داشت و جرم انجام شده را عادي تلقي نكرد.


حسين شريعتمداري

انتقاد شديد ميرحسين موسوي از اهانت كيهان به شيخ اصلاحات :آمريكا هم به اندازه اينها نمي‌تواند به ايران ضربه بزند

يرحسين موسوي در ديدار با اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، به طور قاطع از مهدي كروبي به عنوان كسي كه «توان بسيج جمع‌هاي مؤمن و دلسوز به نظام و كشور را دارد»، دفاع كرد و ضمن انتقاد شديد از اهانت‌هاي كيهان به شيخ اصلاحات، گفت: آيا اگر آمريكا تمام قدرتش را بسيج مي‌كرد، مي‌توانست به اندازه اتفاقاتي كه در زندان‌ها افتاده است، به كشور و انقلاب لطمه بزند؟ آيا روزنامه كيهان كه قشر فرهيخته و روشنفكر را مقابل نظام قرار مي‌دهد يك جريان همسو با بيگانگان نيست كه همطراز منافقين با نظام دشمني مي‌كند و در جهت منافع آمريكا و انگلستان گام برمي‌دارد؟

صبح امروز (چهارشنبه) اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات با دكتر زهرا رهنورد و مهندس ميرحسين موسوي ديدار داشتند و نظرات و پيشنهادات خود را در مورد وضعيت كنوني كشور و هرچه پربارتر شدن حركت مردم مطرح كردند.


در اين ديدار، مهندس موسوي با گرامي‌داشت ياد تعدادي از اعضاي اين شورا كه در زندان به سر مي‌برند، گفت: آنچه امروز در زندان‌ها مي‌گذرد، به خوبي نشان‌‌دهنده ضرورت يك اصلاح عميق در كشور است.

وي با اشاره به اينكه هيچ‌ يك از نيروهاي دلسوز انقلاب نمي‌خواستند اين حوادث روي دهد و بدتر آن با دروغ‌هاي پي در پي توجيه شود، گفت: بزرگترين دروغ آن است كه خواست طبيعي مردم براي اصلاح را به بيگانگان نسبت دهند. وي با تأكيد بر سوء ظن مردم كشورمان نسبت به نيات بيگانگان، افزود: مردم خواهان طرح خواسته‌ها و اعتراضات خود در جوي آرام و عاري از تشنج بوده و هستند و آن كساني كه با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونين كردند، به منافع بيگانگان خدمت مي‌كنند.

ميرحسين موسوي با اشاره به موج سنگين تبليغاتي عليه خواسته به حق مردم، گفت: يك اراده سياسي مي‌خواهد خواست طبيعي مردم را به بيگانگان پيوند دهد و با به راه انداختن جنگ رواني - تبليغاتي حركت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بيگانه و يا دخالت آنان معرفي كند؛ حال آن كه وقتي دقت مي‌كنيم، مي‌بينيم طي دو ماه اخير هيچ كس به اندازه خود آنان به منافع بيگانگان خدمت نكرده است.

منتخب واقعي مردم در دهمين دوره رياست جمهوري در همين رابطه و با اشاره به دادگاه‌هاي نمايشي اخير اظهار داشت: آيا حركت اعتراضي مردم كه بر پايه گفتماني در چارچوبه قانون اساسي استوار است و با شعارهاي برگرفته از شعارهاي انقلاب شكل گرفته در جهت منافع بيگانگان است يا برگزاري دادگاه‌هاي نمايشي كه در آن منافقين منفور را در كنار فرزندان و شخصيت‌هاي انقلاب مي‌نشانند. كدام يك به نفع آمريكا و انگليس است؟

مهندس موسوي در ادامه سخنان خود با اشاره به رواج تهمت در صدا و سيما گفت: آيا آمريكا ترجيح مي‌دهد صدا و سيماي ما يك رسانه منصف و مورد اطمينان باشد يا با دروغ‌گويي‌هاي پي در پي اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آيا كساني كه باعث شده‌اند مردم براي گرفتن خبر به رسانه‌هاي خارجي مراجعه كنند، به دنبال منافع بيگانگان هستند يا كساني كه مي‌گويند رسانه ملي بي‌طرف باشد و اخبار را شفاف بيان كند؟ آيا اگر آمريكا تمام قدرتش را بسيج مي‌كرد، مي‌توانست به اندازه اتفاقاتي كه در زندان‌ها افتاده است، به كشور و انقلاب لطمه بزند؟ آيا روزنامه كيهان كه قشر فرهيخته و روشنفكر را مقابل نظام قرار مي‌دهد يك جريان همسو با بيگانگان نيست كه همطراز منافقين با نظام دشمني مي‌كند و در جهت منافع آمريكا و انگلستان گام برمي‌دارد؟ آيا اهانت به آقاي كروبي كه توان بسيج جمع‌هاي مؤمن و دلسوز به نظام و كشور را دارد، خدمت به منافع بيگانه نيست؟

مهندس ميرحسين موسوي در اين نشست با تجليل از چهره‌ها و فعالين سياسي در بند به خصوص اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، براي آزادي آنان از بند دعا كرد

محال است بگذارم از اينجا بري - آنچه مي‌خوانيد واقعيت است نه حكايت

دوشنبه 12 مرداد سال 1388 . ساعاتي پس ازمراسم تنفيذ احمدي نژاد ، خيابان ولي عصر واكيپ هاي ضد شورش و لباس شخصي ها مستقر ؛ و حضور مشهود مردم در پياده روها. با من به تماشا بياييد:

زني دست بچه سه چهارساله اش در دست از عرض ميدان ولي عصر با عجله عبور مي كند با نگاه به وانت هاي مشكي لندكروز مملو از نيروهاي ضد شورش كه به سرعت ميدان را دور مي زند مادر مي گويد :‌بالا تظاهراته دارند ميرن .

جمعيت از پياده رو غربي خيابان ولي عصر از ونك به سمت جنوب سرازير مي شود فشردگي جمعيت خودروهاي عبوري را به تشويقشان وا مي دارد بوق ممتد انگشت هاي بلند شده مردم را به همراه دارد . جمعيت كه پيوسته مي شود تظاهرات شكل مي گيرد. كاركنان بيمارستان ها فروشگاه ها و ساختمان هاي مسير نگاه تحسين آميز و تشويق آميزي دارند. سرنشينان خودروها علامت پيروزي را از شيشه ها نثار جمعيت مي كنند. موتور سيكلت هاي قرمز رنگ با كلاه خود و باتوم از راه مي رسند جمعيت را بي محابا به باد كتك مي گيرند فريادهاي اعتراض به خصوص از جانب زنان فضا را مي شكند جمعيت به همه سو گريز مي زند شليك ممتد گاز اشك آور همه را به سرفه واشك وا مي دارد. با بي رحمي تمام به داخل ساختمان هايي كه مردم پناه برده اند چندين گلوله گاز اشك آورشليك مي شود. پلاك هاي خودروهايي را كه معترضانه بوق ميزنند مي كنند. چندين جوان بي باكانه موتور سيكلت لباس شخصي را كه پلاك را كنده اند دنبال مي كنندو آن ها سراسيمه پا به فرار مي گذارند. نيروهاي سركوب مستاصل به هر سويي هجوم مي برند نقطه اي را پراكنده مي كنند چند ده متر بالاتر يا پايين تر دوباره مردم تجمع كرده و شعار مي دهند مردم به راحتي حاضر نيستند خيابان را ترك كنند دست و كمر و پاي عده اي مصدوم زخمي شده ولي مانع ادامه راه پيمايي مردم به سمت جنوب (ميدان ولي عصر )نمي شود.

حوالي پارك ساعي ماموران جواني را دنبال كردند و با خشونتي وصف‌ناپذير، بي‌رحمانه او را به زير مُشت و لگد و ضربات باتوم گرفتند. تي شرت جوان در اثر تقلا براي رهايي از چنگ نيروهاي انتظامي، از چند سو پاره مي‌شود و تن لُخت و كبودش را به معرض ديد مردم مي‌گذارد. جمعيت با ديدن اين صحنه فجيع يك‌صدا فرياد مي‌زند: نزنيد! ولش كنيد!
در اين لحظه چند زن از پياده‌رو وارد خيابان شدند و خود را به زير دست وپاي مامورين مي‌اندازند تا سدي باشند در مقابل ضربات باتوم. زني ميان‌سال كه دهان‌بندي بر صورت داشت دست در گردن پسر انداخت و سعي مي‌كرد او را به سمت پياده‌رو بكشاند تا از چنگ گاردي‌ها رهايي بيابد. يكي از گاردي‌هاي ورزيده و درشت اندام، چنگ بر گردن زن انداخته او را از زمين مي‌كَنَد و به داخل جوي آب پرت مي‌كند.
زن جوان ديگري پريشان و گريان و با فريادهاي جگر خراش به كمك او شتابيد و خود را به سرو گردن مامور معترض آويزان مي‌كند. زنان و مردان ديگر به هم مي‌گويند برويم كمك مادرش و نگذاريم گاردي‌ها پسرش را به زندان ببرند. در همين حين جوان برهنه را مامورين به سمت شمال خيابان مي‌كشيدند و بعد از سوار كردن او به ترك يكي از موتورسيكلت‌ها، دستانش را از پشت با دست‌بند پلاستيكي بستند. بلافاصله يكي از افراد لباس شخصي به پشت موتور مي‌پرد و در پشت پسر جوان مي‌نشيند تا مانع رهايي او از سوي زناني شود كه بطرف موتور سيكلت هجوم آورده بودند. پيش از رسيدن مردم موتور سيكلت حركت مي‌كند اما در عوض، گروهي از زنان به همراه چند مرد، فرمانده نيروها را محاصره مي‌كنند و مانع حركت و پيوستن او به ديگر نيروهايش مي‌گردند.
از آن‌سوي، چند زني كه از سمت شمالي به طرف جنوب مي‌آمدند و از دور نظاره‌گر فريادهاي خشم‌آگين زنان بودند، همراه با مادر پسر و چند زن ديگر به وسط خيابان دويدند و راه حركت را بر موتور سيكلت‌ها مي‌بندند. موتورها در نقطه‌اي متوقف مي‌گردند كه جمعيت حاضر در پياده‌روي شرقي، به‌طور دقيق مي‌توانستند چهره وحشت‌زده جوان و تن كبود و عريانش را از نزديك ببينند. وقتي نگاه غمگين و ملتمسانه جوان با جمعيت حاضر در پياده‌روي شرقي تلاقي نمود، همه متأثر شدند. در اين لحظه زني ميان‌سال مردم را تشويق مي‌كند كه بجنبيد، آزادش كنيد و الا فردا بايد جسدش را از سردخانه تحويل بگيريم!
حالا زنان زيادي فرمانده را در محاصره گرفته‌اند و مردي ميان‌سال خطاب به فرمانده مي گويد بايد آزادش كنيد! بايد آزادش كنيد. نمي‌گذاريم او را ببريد مگر چه كرده؟ در پياده رو راهپيمايي كرده؟ به چه حقي مي‌زنيدش؟ با فشارهاي همه سويه ومتحد مردم و جمع شدن گروه بيشتري از زنان كه يك‌ريز جيغ و فرياد مي‌كشيدند، فرمانده سست مي‌شود. حتي زني كه مصر است به هر قيمتي مانع بازداشت جوان بي‌گناه گردد، زانو بر زمين مي‌زند، پاهاي فرمانده را محكم مي‌گيرد و جيغ‌كشان مي‌گويد: محال است بذارم از اين‌جا بري! بايد آزادش كني!
اين صحنه مقاومت شكوه‌مند و همدردي بي‌نظير انسان‌ها نسبت به هم، اشك شوق در چشمان بسياري نشاند. بالاخره جوان آزاد شد و دستش در دستان زنان و مادران به پياده رو آورده شد .
جمعيت يك صدا دست زدند و هورا كشيدند چند زن به سمت مادرش رفته و او را غرق بوسه كردند او خيس عرق و خسته از پيكاري نيم ساعته آرام بر سكوي ديواره پارك ساعي نشست و وقتي تعريف و تمجيد تشويق‌آميز مردم را كه دورش جمع شده و از فداكاري مادرانه‌اش مي‌گفتند، فروتنانه گفت: من مادرش نيستم

تفسیر خبر صدای آمریکا - چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۸

گفتگوی روزانه محسن سازگارا پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸

برای دریافت فایل های صوتی کم حجم و مطالب دیگر این سایت با ایمیل، در گروه گوگل محسن سازگارا مشترک شوید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در باره اشتراک و پیوستن به گروه گوگل [ اينجا ] را کلیک کنید

فایل صوتی کم حجم برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090813_Audio_wma.zip

فایل صوتی ام پی تری برای دانلود:
MP3 32kbps
Mohsen_Sazegara_20090813_Audio32_mp3.zip

فایل تصویری کم حجم 3gp برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090813_Video_3gp.zip


یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=wmo1wmT5CXs

سلام
پنجشنبه ۲۲ امرداد ۱۳۸۸ و ۱۳ آگوست ۲۰۰۹ میلادی
من ابتدا یک سؤالی رو جواب بدم؛ سؤال بزرگیست که قبلاً هم وعده کردم مفصل بگم و دارم تهیه می‌کنم، اما بازهم باید اشاره بکنم. یک دوستی پرسیده که «ما خُوب می‌ریم، تظاهرات می‌ریم، نماز جمعه می‌ریم و کارهای دیگه‌ای که توی این مدت بوده کردیم؛ اما آخرش چجوری پیروز می‌شیم؟ آخرش چجوری اینها سرنگون می‌شند؟» من فی‌الجمله باید بگم همون مسیر سه‌گانه‌ای رو که ترسیم کردیم، یعنی تقویت اتحاد و یکپارچگی و مقاومت مردم در آکسیون‌های عمومی، فرسایش دادن کودتاچی‌ها و بعد فلج‌سازیشون؛ این مسیر میره و در انتها حکومت کودتا رو پایین می‌آره. اما چجوری این اتفاق می‌افته: فرض کنید در مسیر فرسایش که الان فقط دوماه از عمر جنبش ما داره می‌گذره، شکاف‌هایی که توشون ایجاد می‌شه، درگیری‌هایی که ایجاد می‌شه، کشمکش‌هایی که ایجاد می‌شه، ناتوانی‌هایی که برای حکومت ایجاد می‌کنیم ما، مثل اینکه تحریم می‌کنیم کالاهای کودتاچی‌ها مثل سیگار و مواد مخدر که به عنوان اولین قدم دیشب مطرح کردیم و کالاهای دیگه، تضعیفشون می‌کنیم؛ دستگاه‌هاشون رو باهاشون همکاری نمی‌کنیم؛

من یک بار عرض کردم، باز همینجا سؤال در سؤال جواب بدم: یک کسی گفته بود که «برق و کامپیوتر و مخابرات، خودمون هم ازش استفاده می‌کنیم» اون بحث من این بود که در هر دستگاه دولتی، درواقع در هر دستگاه که حکومت ازش استفاده می‌کنه، اگر برق، کامپیوتر و مخابراتش دچار اختلال بشه، [اون دستگاه] دچار اختلال می‌شه و کارآمدیش میاد پایین؛ می‌فهمند که مردم در هر جا که هستند، حاضر نیستند به این سادگی اجازه بدند که یک عده اجنبی‌ساخته، بیان روی کولشون سوار شند و از ممکلت سواری بگیرند.
ما الان در یک نهضت مقاومتی به سر می‌بریم، یک جنبش سبز بزرگی که می‌خواهیم که نگذاریم یک اقلیت کودتاچی و سرکوب‌گر به کمک خارجی، مملکتمون رو بگیره. بنابراین مجازیم که دستگاه‌های اونها رو صلح‌آمیز و بدون خشونت و درگیری، درواقع بتونیم مختل کنیم؛ که نشون بدیم نمی‌توانند در کشور حکومت کنند و همهٔ این مسیرهای فرسایشی که حالا بحث مفصلش رو بعداً می‌کنیم، ما رو آماده می‌کنه به اینکه شروع کنیم به همکاری نکردن، سر کار نرفتن، اعتصاب ایتالیایی کردن، آروم آروم درواقع مصرف نکردن کالاهایی که صحبت شد، نپرداختن قبض‌های آب و برق و تلفن و گاز و مالیات و غیره وغیره، تا اون توانمندی رو پیدا کنیم که برسیم به فلج کردن و اعتصابات سراسری. الان زوده؛ هنوز جنبش یک مدت دیگه‌ای کار داره؛ ولی بچه‌ای که به دنیا اومده، آروم آروم داره رشدِ خودش رو می‌کنه. باید تاکتیک‌پذیر بشیم؛ یاد بگیریم یک جاهایی یک کارهایی رو می‌کنیم، یک جاهایی یک کارهایی رو نمی‌کنیم. آروم آروم که تشکیلات مناسبمون هم در سراسر کشور به وجود می‌آد، که شروع کردیم به این کار و توانایی‌هامون بالا می‌ره، اونجا اونوقت مطمئن باشید که به راحتی می‌تونیم کمرشون رو بشکنیم.
این رو هم بگم، قبلاً هم عرض کردم که ما گسترشمون در طبقات جدید، گسترشمون در آکسیون‌های جدید و نوآوری‌هایی که داریم و گسترش جغرافیایی، سه حوزه‌ایست که جنبش باید رشد بکنه و به تدریج که داره در این سه حوزه رشد می‌کنه، تشکیلات متحدتر، منسجم‌تر و تاکتیک‌پذیری پیدا بکنه؛ این اون مسیر قدرتیست که پیدا می‌کنیم. حالا که گسترش جغرافیایی رو مطرح کردم که انصافاً اولویت یکِ یکِ یکمون هم هست الان، باز دو نکته رو عرض بکنم: یکی بچه‌های دانشگاه آزاد وظیفهٔ سنگینی دارند؛ برای اینکه به تدریج که به اول مهر نزدیک می‌شیم، اونها هستند که به تمام شهرهای کشور می‌رند؛ می‌تونند برند؛ چه اهل اون شهر هستند، چه از جای دیگه‌ای هستند؛ ارتباط‌رسانیِ درون خودشون رو باید توسعه بدند بچه‌های دانشگاه آزاد و وقتی می‌رند سر کلاس، همدیگه رو می‌بینند، از هم نیرو بگیرند؛ قول و قراشون رو بگذارند و بتونند که در تمام شهرها حضور داشته باشند و نکتهٔ دوم از من خواستند که بچه‌های کردستان رو اسم بیارم که امروز توی برنامهٔ VOA هم من شب گذشته اسم آوردم؛ واقعاً مظلوم‌ترینِ مظلوم‌های کشورمون هستند و این رو به شهرهای دیگه می‌گم: هر بلایی، هرجای کشور، سر هر شهری می‌آرند، باور کنید پنج برابرش رو به سر بچه‌های کردستان آوردند و می‌آورند و قهرمانانه مقاومت کردند. همینطور هم بچه‌های تبریز خواستند از من که من بگم که سال ۸۵ در حقشون ظلم شد، سر اون کاریکاتور و هیچ کس به دادشون نرسید و راست هم می‌گن؛ من از خودم شروع کنم که متوجه نبودم چه ظلمی در حق بچه‌های تبریز و آذربایجان داره می‌شه. بچه‌های بروجرد هم از من خواستند اسم بیارم و استان لرستان کلاً و کارهایی که کردند و شهرهای مختلف.
اما بیام سر نمازجمعه که همونجوری که عرض کردم، ما اصل کلّیمون این است که در هر تشکل قانونی که در کشور می‌شه، می‌ریم حضور پیدا می‌کنیم و می‌گیم که ما هم هستیم. مثالی که خیلی خوب می‌خوره، جنبش مارتین لوتر کینگ در آمریکا، نهضت مدنی سیاهان، چون حق رأی نداشتند، هرجایی جای رأی‌گیری بود، می‌رفتند روبروش می‌ایستادند؛ خیلی معصومانه، خیلی مظلومانه و حق خودشون رو نشون می‌دادند که می‌خوان بگیرند. ممکنه بگید که در امریکا اینچنین خشن نبوده! چرا یک موقع سیاه‌ها رو می‌کشتند، آتیش می‌زدند، دار می‌زدند اون گروه‌های فشاری که بودند؛ ولی با این مظلومیت و معصومیتِ خودشون، رسیدند در ۱۹۶۴ اون فرمان معروف Civil Rights رو، امضای رئیس‌جمهور امریکا رو گرفتند و رفع تبعیض نژادی کردند و حق رأی و سایر موارد.
بنابراین ما هم در نمازجمعه، صرف‌نظر از اینکه در تهران آقای رفسنجانی بیاد یا نه، که ازش دعوت هم شده و یا رئیس‌جمهور منتخبمون بتونه بیاد یا نه، چون می‌دونیم زیر فشاره و در حصر خانگیه، اما او رو در کنار خودمون می‌بینیم، همیشه ما نمازجمعه رو در تهران و تمام شهرهای کشور، آروم شرکت می‌کنیم. اگر خطر داره در محوطهٔ اصلی نماز جمعه بریم، نمی‌ریم؛ بیرون‌تر می‌ایستیم. اگر کسی مسئله داره که پشت سر اون امام جماعت نماز بخونه، هیچ اشکالی نداره؛ در شیعه نماز جمعه واجب نیست، تخییریه و در سایر مذاهب هم وقتی امام جماعت رو قبول نداریم، نماز خوندن جایز نیست؛ بنابراین می‌تونید برگردید منزل، نمازتون رو اعاده کنید یا اصلاً برگردید منزل نماز بخونید. با کفش اگر وایستید نماز بخونید، چون جونتون در خطره، نه‌فقط اشکالی نداره، بلکه واجبه کفشتون رو در نیارید. اگر پسر دختر کنار هم قرار بگیرند، هیچ اشکالی نداره؛ آقای خمینی در پاریس این رو گفت
می‌خوام بگم اینها اصلاً هیچ مشکلی نداره؛ مهم حضور ماست؛ آرام و بدون خشونت، حقمون رو می‌خواهیم مطرح کنیم و بگیم که ما در هر تشکلی حاضر هستیم و یک دونه V نشون دادن، یک دونه شعارِ به روایت خودمون، کافیست که ما رو مطرح کنه. من چند تا شهرِ دیگه هم انتخاب کردم، دعوت‌هایی که بچه‌ها درست کردند در اینترنت، خواستند من نشون بدم: اصفهانه که عکس بزرگانی مثل آیت‌الله منتظری و شهدا رو مطرح کردند؛ سرزمین گیلان، دلیرمردان خطهٔ گیلانه که عکس میرزا کوچک خان رو گذاشتند؛ مازندرانه که عکس دو شهید زمان جنگ رو گذاشتند و گفتند «دیریست خانه‌مان در حال ویرانیست، برخریزید تا خون شهدایمان پامال نشود» و ارومیه رو گذاشتند، شهید مهدی و حمید باکری رو گذاشتند که این روزها این کودتاچی‌ها با این شهدای جنگ هم مشکل دارند و گفتند که همچون صخره‌ای استوار، خلاصه در نمازجمعه هستیم.
من تا فردایی که فردای پیروزی و موفقیت هست، براتون آرزوی سلامتی و توفیق می‌کنم؛ شاد و سرافراز باشید


حذف جمله "اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خداست "توسط ایرنا و رجانیوز

سايت رجانيور و خبرگزاري ايرنا بخش هاي از سخنان آیت الله مصباح يزدي در خصوص ”اطاعت از رئيس جمهور اطلاعت از خداست “را در خبري كه پيشتر منتشر كرده بودند حذف كردند. به گزارش سلام در حاليكه سايت رجانيوز وابسته به همسر سخنگوي دولت و خبرگزاري ايرنا سخنان محمد تقي مصباح يزدي در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی از سراسر کشور در موسسه آموزشی امام خمینی(ره) در قم را به صورت كامل منتشر كردند پس از گذشت چند ساعت آن بخش از سخنان مصباح يزدي در خصوص اينكه "اطاعت از رئيس جمهور اطلاعت از خداست " را حذف كردند. اين در حالي است كه سايت هاي متعدد اين خبر را به نقل از رجا و ايرنا پوشش دادند. جالب توجه آنكه سايت ”شبكه ايران“ وابسته به دولت تا لحظه مخابره اين خبر،متن كامل سخنان آیت الله مصباح يزدي را به شماره خبر 23609 در خروجي خود دارد

نوازنده دو ساله ای که فوت کرده و در خارج از کشور زندگی می کند امروز در تالار وحدت اجرا داشت

بعد از انتشار اخباری مربوط به فردی به نام ترانه موسوی و ادعاهایی درباره این که وی در جریان ناآرامی های اخیر بازداشت شده و به قتل رسیده است ، جانشين نيروي انتظامي گفته بود: پس از مطرح شدن نام ترانه موسوي، حساس شديم و پيگيري‌هاي لازم را انجام داديم. طبق آمار سازمان ثبت احوال متوجه شديم تنها 3 نفر با نام ترانه موسوي در كشور هستند‌ كه يكي 2 ساله، ديگري چندين سال در خارج از كشور است و نفر سوم هم سال‌هاست كه فوت كرده است. حالا با توجه به این که ترانه موسوی ، در گروه ارکیده در همین تهران ، نوازنده "ابوا"ست که نه 2 ساله است و نه در خارج کشور زندگی می کند و نه فوت کرده است ، این سوال پیش می آید که آیا بانک اطلاعات جمعیتی کشور ، فشل و ناقص است یا آن که مسوولان انتظامی دچار خطا شده اند و یا اینکه... ؟

۲۸ مرداد، از کودتا تا کودتا: به یاد آوریم و فریاد آوریم دوباره هرگز

بیست و هشت مرداد روز تاریک اما بسیار مهمی است در تاریخ دموکراسی طلبی ملت ما، روزی که پدرخوانده های کودتاگران امروز، یعنی شاه، شعبان بی مخ و کاشانی (مثلثی که معادل امروزش ولایت فقیه-احمدی نژاد-مصباح یزدی است)، پدران ملیت و دموکراسی طلبی در کشور مان یعنی مصدق و دکتر فاطمی (که به حق میتوان آنها را امروز در خاتمی و موسوی و کروبی بازشناخت) را به پشتیبانی قدرتهای طمعکار انگلیس و امریکا (که معادل امروزشان روسیه و چین باشد) شکست دادند و مردم ایران را (که معادل امروزشان ما باشیم!) به خاک و خون کشیدند و کشور را به روز سیاه نشاندند. بسیار گفته شده و باز هم گفته خواهد شد از این روز سیاه و دردناک، اما من فقط میخواهم یک نکته را اشاره کنم، و آن اینکه اگر میخواهیم از این دور تسلسل سیاه و دردناک عقب افتادگی تاریخی نجات پیدا کنیم و بالاخره خورشید آزادی را در آسمان کشورمان ببینیم، بایستی به جائی رسیده باشیم که شباهتهای تاریخی مرداد ماه ۱۳۳۲ و مرداد ماه ۱۳۸۸ را تشخیص بدهیم. باید چشممان آنقدر تیز بین شده باشد که بتوانیم ببینیم چطور این دو ماجرا در واقع یک ماجرا بیشتر نیستند، و چطور این تئاتری که بر صحنه کشورمان در حال اجراست همان نمایشنامه کهنه است با همان کاراکتر ها، گیرم با لباسها و قیافه ها و اداهائی کمی متفاوت. من خیلی امید دارم که روح‌ جمعی مان آنقدر رشد و بلوغ و بصیرت پیدا کرده باشد که از این امتحان موفق بیرون بیائیم و دوباره از همان جائی سر در نیاوریم که بعد از کودتای ۱۳۳۲ بودیم. بیائید همین تفاوت و بلوغ و درک آن را سرلوحه و راهنمای فکر و اندیشه جنبش سبزمان کنیم، بیائید همه باهم فریاد کنیم «دوباره هرگز!» دوباره هرگز نخواهیم گذاشت تا مثلث زر و زور و تزویراز راه خود منحرفمان کند، به هراس بیافکندمان، یا به افسون چشمانمان به خواب کند. دوباره هرگز نخواهیم گذاشت تا لاله های روئیده از خون جوانانمان زینت بخش میز کار کودتاچیان شوند و فرزندانمان قربانی شهوتهای بی بند و بار ضحاکان. به خاطر میآوریم و تکرار نمیکنیم، به خاطر میآوریم تا تکرار نکنیم. این ۲۸ مرداد همه با هم «سهراب» وار به جنگ پدرخواندگان برویم، به شوق «ندا» دهیم و به طرب «ترانه» بخوانیم، به یاد آوریم و فریاد آوریم: دوباره هرگز، دوباره هرگز

حمایت روشنفکران جهان از جنبش سبز ایران

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیست و دوم خرداد و رویدادهای بعد از آن، اکبرگنجی طی نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، ضمن توضیح کوتاهی پیرامون آن حوادث، شش درخواست مشخص را مطرح کرد. در طول یک ماه، ۲۶۵ تن از بزرگ‌ترین روشنفکران جهان ـ چون یورگن هابرماس، مارتا نسبام، چارلز تیلور، نوام چامسکی ،جوز راموز هورتا (برنده‌ی جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۹۶)، نادین گوردیمر (برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۱)، اورهان پاموک (برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۶)، ماریو وارگاس یوسا (رمان‌نویس مشهور پرویی)، رابرت بلا، شیلابن حبیب، کورنل وست‌، هیلری پتنام‌، بنجامین باربر، هاوارد زین‌، مایکل والزر، طلال اسد، خوزه کازوناوا، نانسی فریزر، مارشال برمن، جوشوا کوهن ، فیلیپ پتیت‌‌، ریچارد جی برنشتاین ـ با تأیید محتوای این نامه، آن را امضاء کردند تا در اختیار دبیرکل سازمان ملل متحد قرار گیرد. متن کامل نامه و امضاهای نامه به شرح زیر است:

دبیر کل محترم سازمان ملل متحد
جناب آقای بان کی مون
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی به دلایل گوناگون آزاد، رقابتی و منصفانه نیست و هرگز به انتقال واقعی قدرت در ساختار سیاسی ایران نمی انجامد، زیرا:
مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی ایران‌، اکثریت قدرت و اختیارات در دست رهبر و نهادهای تحت امر اوست. و مطابق اصل ۵۷ قاونون اساسی قوای سه گانه، یعنی قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضائیه، «زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت» (رهبر) قرار دارد. مردم ایران فقط در سه حوزه، یعنی ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و شورای شهر، حقّ رأی دادن دارند. اما در همین سه حوزه هم حتّی اگر نمایندگان مردم در انتخاباتی رقابتی و منصفانه برگزیده شوند، باز هم نمی‌توانند نقش مهّمی در تغییر و اصلاح امور کشور داشته باشند، زیرا نهادهای انتصابی که مستقیماً تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی عمل می‌کنند، یعنی شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، و شورای عالی انقلاب فرهنگی، می‌توانند سدّ راه نهادهای انتخابی شوند، و اقدامات اصلاحی آن نهادها را خنثی کنند.

نکته مهم آن است که اختیارات واقعی رهبر در مقام عمل حتّی از اختیارات قانونی او در متن قانون اساسی هم بیشتر است، زیرا مطابق اصل ۹۸ قانون اساسی ایران، تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است که خود منصوب رهبر است. شورای نگهبان اختیارات رهبر را به آنچه در متن قانون اساسی آمده است محدود نمی داند، و مدعی است که دایره اختیارات رهبرجمهوری اسلامی هیچ محدودیتی ندارد.

انتخابات ایران در چارچوب این محدودیت‌های تنگ برگزار می‌شود. تازه در این چارچوب تنگ مخالفان سیاسی حق کاندیدا شدن ندارند، و فقط کسانی می توانند کاندیدا شوند که به اسلام، قانون اساسی، و ولایت مطلقه فقیه اعتقاد و التزام عملی دارند. شورای نگهبان در انتخابات مجلس کنونی حدود ۲۰۰۰ تن از داوطلبانی واجد شرایط را رد صلاحیت کرد و به آنان اجازه شرکت در انتخابات را نداد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز شورای نگهبان صلاحیت ۴۷۱ نفر را رد کرد و فقط صلاحیت چهار تن را که طی سه دهه گذشته از مسئولان اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده اند، تأیید کرد. و از میان این چهار تن، رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه ۱۹ ژوئن در تهران ، صریحاً اذعان کرد که نظرات او به یکی از کاندیداها، یعنی محمود احمدی نژاد، نزدیکتر است.

انتخابات روز ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ با مشارکت ۸۰ درصد مردم ایران و در همین چارچوب رقابتی تنگ و از پیش گزینش شده برگزار شد. اما متأسفانه همین آزادی محدود نیز در انتخابات اخیر عملاً نادیده گرفته شد، و محمود احمدی‌نژاد رسماً برنده این انتخابات اعلام گردید. اکثریت مردم ایران اعتقاد دارند که رأی آن‌ها در این انتخابات خوانده نشده است. مردم ایران در سراسر کشور در اعتراض به این تخلفات انتخاباتی که نقض آشکار حق آن‌ها در تعیین سرنوشتشان است به شیوه‌ای بسیار مسالمت آمیز دست به اعتراض‌های گسترده و آرام زده‌اند.

متأسفانه دولت جمهوری اسلامی در رویارویی با این اعتراضات آرام و متمدنانه با خشونت به سرکوب گسترده مردم اقدام کرده است، و در این میان شماری از مردم بی‌گناه، و خصوصاً دانشجویان دانشگاه‌های سراسر ایران را توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی خود به خاک و خون کشیده است، شمار زیادی از فعالان سیاسی و مدنی را در سراسر ایران به نحو غیرقانونی بازداشت کرده است، و همزمان تمام شبکه‌های ارتباطی کشور را مختل کرده، و فعالیت خبرنگاران و ناظران بی‌طرف بین‌المللی را در ایران به‌شدّت محدود ساخته است. ما روشنفکران، فعالان سیاسی و مدافعان حقوق و آزادی های دموکراتیک از جنابعالی درخواست می کنیم اعتراض گسترده مردم ایران را مورد توجه قرار دهید و نسبت به احقاق حقوق قانونی و دموکراتیک آن‌ها اقدامات عاجل زیر را به عمل آورید:

۱. تشکیل یک کمیته‌ی بین‌المللی حقیقت‌یاب به منظور بررسی فرآیند رأی‌گیری، شمارش آرا و اعلام نتایج موارد تقلب و دستکاری در آرای مردم.

۲. اعمال فشار به دولت ایران جهت ابطال انتخابات تقلبی و برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه زیر نظر سازمان ملل متحد.

۳. اعمال فشار به دولت ایران جهت آزادی کلیه زندانیان اعتراض های اخیر.

۴. اعمال فشار به دولت ایران جهت رفع توقیف از رسانه‌های تعطیل شده در روزهای اخیر، و به رسمیت شناختن حق مردم ایران در زمینه آزادی اظهار نظر و اعتراض مسالمت آمیز به نتایج انتخابات اخیر.

۵. اعمال فشار به دولت ایران جهت ممانعت از هرگونه سرکوب و اعمال خشونت علیه مردم ایران.

۶. به رسمیت نشناختن دولت کودتایی احمدی نژاد و عدم همکاری با آن از سوی تمامی دولت‌ها و مجامع بین‌المللی.

امضا کنندگان

1. Akbar Ganji, journalist
2. Jürgen Habermas (J.W.Goethe Universitaet, Frankfurt)

3. Noam Chomsky, MIT

4. Charles Taylor, McGill University

5. Martha Nussbaum, University of Chicago

6. Jose Ramos-Horta, (Recipient of the Nobel Peace Prize, 1996)

7. Orhan Pamuk, (Recipient of the Nobel Prize for Literature, 2006)

8. Nadine Gordimer, (Recipient of the Nobel Prize for Literature, 1991)

9. Mario Vargas Llosa (Novelist, Peru)

10. Robert Bellah, UC-Berkeley

11. Seyla Benhabib, Yale University

12. Cornel West, Princeton University

13. Hilary Putnam, Harvard University

14. Benjamin Barber, Senior Fellow, Demos

15. Craig Calhoun, Social Science Research Council

16. Howard Zinn, Boston University

17. John Esposito, Georgetown University

18. Michael Walzer, Princeton University

19. Adam Michnik, essayist, Poland

20. Ahmad Rashid, journalist, Pakistan

21. Talal Asad, City University of New York

22. Jose Casanova, Georgetown University

23. Joel Rogers, UW-Madison

24. Todd Gitlin, Columbia University

25. Ira Katznelson, Columbia University

26. Nancy Fraser, New School University

27. Marshall Berman, City University of New York

28. Joshua Cohen, Stanford University

29. Philip Pettit, Princeton University

30. Jane Mansbridge, Harvard University

31. Richard J. Bernstein, New School University

32. Jean-Francois Julliard, Secretary General, Reporters Without Borders

33. Frank Cunningham, University of Toronto, FRSC

34. Nancy L. Rosenblum, Harvard University

35. Stanley Aronowitz, Graduate Center, City University of New York

36. Ashis Nandy, Center for Developing Studies, India

37. Nasr Hamed Abu Zayd, University of Humanistics

38. David Held, London School of Economics

39. Steven Pinker, Harvard University

40. Jerome Kagan, Harvard University

41. Rebecca Newberger Goldstein, Harvard University

42. Adam Habib, University of Johannesburg

43. Gayatri Reddy, University of Illinois at Chicago

44. Ian Buruma, Bard College

45. Saskia Sassen, Columbia University

46. Ariel Dorfman, Duke University

47. Michael Berube, Pennsylvania State University

48. Steven Lukes, New York University

49. Mary H. Kaldor, London School of Economics

50. John Keane, University of Westminster

51. Mark Lilla, Columbia University

52. Stephen Lewis, McMaster University (Canada)

53. Anne Norton, University of Pennsylvania

54. Hent de Vries (Johns Hopkins University)

55. Tom Farer, University of Denver

56. Veena Das, Johns Hopkins University

57. Corey Brettschneider, Brown University

58. Udo Schuklenk, Queen University

59. Lucas Swaine, Dartmouth College

60. Jonathan Rosenbaum, Film Critic

61. Claus Offe, Hertie School of Governance, Berlin

62. Genevieve Fuji Johnson, Simon Fraser University

63. Alice Amsden, MIT

64. Thomas Keenan, Bard College

65. Hussein Banai, Brown University

66. Stephen Eric Bronner, Rutgers University

67. Mary Ann Tetreault, Trinity University

68. Rabbi Michael Lerner, Tikkun Magazine

69. Martin Shaw, University of Sussex

70. William R. Roff, Columbia University

71. Joanne Rappaport, Georgetown University

72.‌David Goldfischer, University of Denver

73. Arthur Danto, Columbia University

74. Nubar Hovsepian, Chapman College

75. Ann Elizabeth Mayer, University of Pennsylvania

76. Beverley Milton-Edwards, Queens University

77. Andrew Arato, New School University

78. Anthony Chase, Occidental College

79. Dale Eickelman, Dartmouth College

80. Roger Hamburg, Indiana University

81. William Shepard, University of Cantebury

82. Delphine Abadie, University of Montreal

83. Laury Braco, University of Montreal

84. Kamran Matin, University of Sussex

85. Christian Nadeau, University of Montreal

86. Christine Straehle, University of Montreal

87. Veronica Ponce, Marianopolis College

88. Joseph Levine, University of Massachusetts

89. John Sanbonmatsu, Worcester Polytechnic Institute

90. Massimo Rosati, University of Rome 'Tor Vergata'

91. Hasan Jashari, SEE University

92. Mujeeb Khan, UC Berkeley

93. Margaret Scott, New York University

94. Joy Tong Kooi Chin, National University of Singapore

95. Susan Moeller, University of Maryland

96. Avideh Mayville, American University

97. Alistair M. Macleod, Queen’s University

98. Carol Gould, Temple University

99. Louise Antony, University of Massachusetts

100. Delfina Serrano, ILC, CCHS-High Council for Scientific Research, Madrid

101. Dr. Peter Admirand, The Irish School of Ecumenics, Trinity College Dublin

102. Laura Santos, University of Minho, Portugal

103. Kwadwo Appiagyei-Atua, University of Ghana

104. Martin Blanchard, Université de Montréal

105. Patrick Turmel, Universite de Laval.

106. Elizabeth Shackman Hurd, Northwestern University

107. Chung Ryoa, University of Montreal

108. Awad Halabi, Wright State University

109. David Schweickart, Loyola University Chicago

110. Norman Birnbaum, Georgetown University

111. David Ingram, Loyola University

112. Fazal Khan, University of Georgia School of Law

113. Madhavi Sunder, University of California, Davis

114. Sophie-Jan Arrien, Univesity of Laval

115. José Portela, Instituto Politecnico de Viana do Castelo, Portugal

116. Lise Sedrez, California State University, Long Beach

117. Kurt Jacobs, University of Massachusetts, Boston

118. Dominic Martin, University of Montreal

119. Devdatt Dubhashi, Chalmers University

120. Charles Butterworth, University of Maryland

121. B. Chandrasekaran, Ohio State University

122. Sohrab Behdad, Denison University

123. Nissim Mannathukkaren, Dalhousie University

124. Henrik Jeldtoft Jensen, Imperial College London

125. Marilena di Mucchianico, London School of Economics

126. Joana Baguenier, University of Minho, Portugal

127. William A. Graham, Harvard University

128. Catherine Lu, McGill University

129. Mariano Torcal, Universidad Pompeu Fabra in Barcelona

130. Daniel Brumberg, Georgetown University

131. José Portela, Instituto Politecnico de Viana do Castelo, Portugal

132. Kathleen Howard Sutherland, Bowling Green State University

133. Jesse Lemisch, City University of New York

134. Stephen Zunes, University of San Francisco

135. Pauline Artemenko, University of Sorbonne

136. Michael Urban, University of California, Santa Cruz

137. Thomas Scanlon, Harvard University

138. Matthew Evangilista, Cornell University

139. Arien Mack, New School University

140. Brendan Simms, Cambridge University

141. Alan Bundy, University of Edinburgh

142. Jeroen Gunning, University of Aberystwyth

143. Wai Chee Dimock, Yale University

144. Kathy Kelly, Voices for Creative Nonviolence

145. Lewis Gropp, editor Qantara.de

146. Andrei Codescu, Louisiana State University

147. Leslie Sklair, London School of Economics and Political Science

148. Simon Critchley, New School University

149. Dr. Byron Miller, University of Calgary, Canada

150. Dr. Liza McCoy, University of Calgary, Canada

151. Dr. Tom Langford, University of Calgary, Canada

152. Dr. Gillian Ranson, University of Calgary, Canada

153. Timur Kuran, Duke University

154. Astrid M. O’Brien, Fordham University

155. Susan Buck-Morss, Cornell University

156. Leslie Miller, University of Calgary

157. Martin Beck Matuštík, Arizona State University

158. Claudio Lomnitz, Columbia University

159. Danny Postel, writer

160. Sandra Bartky, University of Illinois at Chicago

161. David Burrell, University of Notre Dame

162. Baber Johansen, Harvard University

163. Micheline Ishay, University of Denver

164. Ronald F. Thiemann, Harvard University

165. John Owens, University of Westminster

166. Ronald Beiner, University of Toronto

167. Andrew Norris, University of California, Santa Barbara

168. Jenny White, Boston University

169. Thomas McCarthy, Northwestern University

170. Ophelia Benson, Butterflies and Wheels

171. Richard Tapper, University of London

172. Michael Perry, Emory Law School

173. Volker Kaul, University of Salerno, Italy

174. Andrew Murphy, Rutgers University

175. Anne McClintock, University of Wisconsin, Madison

176. Rob Nixon, University of Wisconsin, Madison

177. Augustus Richard Norton, Boston University

178. Theresa M. Kelley, University of Wisconsin, Madison

179. Tejumola Olaniyan, Univesity of Wisconsin, Madison

180. Todd Shepard, Johns Hopkins University

181. Steven Fish, University of California, Berkeley

182. Matthias Riedl, Central European University

183. Tine Stein, Social Science Research Center/Berlin

184. Rogers M. Smith, University of Pennsylvania

185. Alia Hogben, Canadian Council for Muslim Women

186. Libby Newman, University of Pittsburgh

187. Charles Perrow, Yale University

188. E. Valentine Daniel, Columbia University

189. Antonia Grunenberg, University of Oldenburg

190. Gayatri Reddy, University of Illinois at Chicago

191. Alexander Welsh, Yale University

192. Robert W. Mitchell, Eastern Kentucky University

193. Irwin Redlener, Columbia University

194. M. Norton Wise, University of California, Los Angeles

195. Stanley Rachman, University of British Columbia.

196. Paul Ekman, Professor Emeritus, UCSF

197. Gary Giroux, Texas A&M University

198. Merle Goldman, Boston University

199. Michel Bonnin, Ecole des Hautes Etudes en Sciences Sociales

200. Katayoun Chamany, New School University

201. Arlie Russell Hochschild, University of California, Berkeley

202. Robert Grant, University of Glasgow

203. John Dupré, University of Exeter

204. Gyorgy Markus, The University of Sydney

205. Maria R. Markus, University of New South Wales

206. Dana Villa, University of Notre Dame

207. Jean-Philippe Béja, CNRS-CERI Sciences-Po, Paris

208. Anne-Marie Roviello, Université Libre de Bruxelles

209. W. Richard Scott, Stanford University

210. Lionel Tiger, Rutgers University

211. Theodore M Porter, University of California, Los Angeles

212. Radoslaw Rybkowski, Jagiellonian University

213. Jean-François Huchet, French Centre for Research on Contemporary China

214. Ruth Chang, Rutgers University

215. Jacek Debiec, New York University

216. Cathy Schneider, American University

217. Robert L. Park, University of Maryland

218. Peter Galison, Harvard University

219. Annabelle Lever, London School of Economics

220. Carlos Dews, John Cabot University

221. Benno Torgler, Queensland University of Technology

222. Nick Humphrey, London School of Economics

223. Katerina Naumenko, Moscow State Institute of International Relations

224. Etienne Tassin, University of Paris Diderot

225. Paul Jobin, University of Paris Diderot

226. Meredeth Turshen, Rutgers University

227. Martine Leibovici, University of Paris Diderot

228. Matthew Rabin, UC-Berkeley

229. Wendy Doniger, University of Chicago

230. Jeff McMahan, Rutgers University

231. Marcello Antosh, Rutgers University

232. Evan M. Daniel, New School for Social Research

233. Eva Hoffman, writer

234. Paul Nicholson, Parsons The New School for Design

235. Mark Dow, writer

236. Claudia Bedrick, Publisher, Enchanted Lion Books

237. Dina Khapaeva, Smonly College

238. Tammy Ha, The New School University

239. Peter Holslin, writer

240. Emily Bills, New School University

241. Katie Davis, Harvard University

242. Alexandra Chasin, Lang College

243. Heine A. Holmen, University of Oslo

244. Renata Salecl, University of Ljubljana

245. Mona Ali, Vassar College

246. Tiancheng Wang ,Columbia University.

247. Alexis Lycas, Ecole Pratique des Hautes Etudes

248. Rui Liu, Hefei No.6 High School, China

249. William Remley, New School for Social Research

250. Jesse Wozniak, University of Minnesota

251. Fatos Lubonja, writer and journalist

252. Anne Peretz, The Family Center

253. Michael Craig, China Rights Network

254. Holly M. Smith, Rutgers University

255. David Garland, New York University

256. Takuji Fujikawa, Nagasaki Institute of Applied Science (Japan)

257. Aizoh, Kubo, Kyoto Univesity (Japan)

258. Samuel Scheffler, New York University

259. Richard Locke, MIT

260. Susanna Siegel, Harvard University

261. Seana Shiffrin, UCLA

262. Richard Moran, Harvard University

263. Larry Diamond, Stanford University

264. Charles Parsons, Harvard University

265. David Little, Harvard University


الو حيات - یکی از نظرات خوانندگان حیات نو

سلام عليکم. حال شماخوبه مى‌خواستم بگم آقاى ابطحى و دوستشون اومدن توى دادگاه و گفته‌هاى [ ...] تائيد کردند مى‌خواستم بگم اينا تو زندان بودند و به قول خودشان نه شکنجه‌اى نه چيزى بوده خيلى در محيط دوستانه و با بازپرس‌هاى بسيار مودب برخورد داشتند هنوز به اينجا رسيدند که تقلبى نبوده و کارى انجام نشده، پس بهتر نيست که آقايون بازپرس بيايند تلويزيون و با يکى دو نفر ديگه مثل آقاى موسوى برنامه بگذارند که هم آقاى موسوى را قانع کنند و هم ملت را. حداقل 14 ميليون که مخالف هستند يک جورى قانع بشوند به پيشنهاد براى برون رفت از اين مشکلاتى که جو جامعه را گرفته ممنون مى‌شوم. خدانگهدار.

همدردی شهرام ناظری با مردم ایران: تا اطلاع ثانوی هیچ گونه برنامه و کنسرتی در تهران و دیگر شهرستان ها نخواهم داشت

اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران با واکنش گسترده اهالی هنر به خصوص هنرمندان موسیقی روبه رو شد. این واکنش ها به خصوص در میان بزرگان موسیقی بسیار پررنگ بود. از واکنش استاد «شجریان» اگر بگذریم که اقدامش جنجال های بسیار آفرید، «شهرام ناظری» نیز با انتشار اثری که سال ها پیش آن را خوانده بود، همدردی خود را با مردم ایران نشان داد. این در حالی است که یکی از خبرگزاری ها چند روز قبل اعلام کرده بود این خواننده پرآوازه ایرانی در کرمان به اجرای کنسرت خواهد پرداخت. او اما روز گذشته در گفت و گو با «مهر» این خبر را تکذیب کرده و گفته است: «تا اطلاع ثانوی هیچ گونه برنامه و کنسرتی در تهران و دیگر شهرستان ها نخواهم داشت. چندی پیش برخی رسانه ها از برگزاری کنسرت اینجانب در شهر کرمان خبر داده بودند که به هیچ وجه صحت ندارد.» وی با اشاره به اینکه به محض مشخص شدن برنامه های کنسرت اطلاع رسانی خواهد کرد، افزود: «متاسفانه بعضاً اخبار غیرموثق درباره کنسرت یا انتشار آلبوم اینجانب موجب سردرگمی مخاطبان شده است بنابراین از اصحاب رسانه تقاضا دارم قبل از انتشار هرگونه مطلبی، اخبار مورد نظر را به طور مستقیم با اینجانب در میان بگذارند.» او در حالی این سخنان را بیان می کند که انتظار می رفت او در سال جدید برنامه هایی را برای معرفی سازهای جدید خود در ایران برگزار کند. شوالیه آواز ایران (16 مه)، 26 اردیبهشت در پاریس به اجرای برنامه پرداخت. او به شکل معمول هر دو سال یک بار در سالن تئاتر «دولاویل» شهر پاریس به اجرای برنامه می پردازد اما امسال برای اولین بار در تالار «سن پلی یل» که یکی از معروف ترین تالارهای پاریس است، قطعاتی را از موسیقی شرق استفاده کرد. ناظری در این کنسرت برای اولین بار دو خواننده شناخته شده شرق را روی صحنه برد. شهرام ناظری اسفند ماه سال گذشته، در شهرستان کرج آخرین برنامه خود را در سال 87 به اجرا درآورد. شوالیه آواز ایران در این اجرا، نخست قطعه ای را در مایه اصفهان در دستگاه نوا اجرا کرد و پس از آن نیز برنامه خود را با اجرای آوازی با اشعاری از «مثنوی معنوی» ادامه داد که در این قطعه شعر «قفل زندان» را به اجرا درآورد. بخش دوم این برنامه با تکنوازی سه تار و آواز ناظری برگزار شد و شوالیه آواز ایران قطعه ای را با شعر «حلاج» سروده محمدرضا شفیعی کدکنی اجرا کرد

پخش صدای یا حسین میرحسین تماشاگران بازی ایران بوسنی از صدا و سیمای کودتا

همین الان (ساعت دوازده و نیم شب) در ابتدای بازی فوتبال بین تیم ایران و بوسنی صدای یا حسین میرحسین تماشاگرا رو کانال سه پخش کرد! خیابانی هم هول شد و گفت شعارهایی که به زبون بوسنیایی میدند مشابه زبان فارسیه

کروبی پنج شنبه:لاریجانی و بروجردی عجله کردند نامه من در حال بررسی است

مهدی کروبی از دستور هاشمی شاهرودی برای رسیدگی به نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک خبر داد وگفت : " آقای هاشمی رفسنجانی نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسئولان منعکس شود ."

دبیرکل حزب اعتمادملی در گفت و گویی با سایت سحام نیوز در پاسخ به سوالاتی که در واکنش به انتشار نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی در کهریزیک بود دلایل نگارش چنین نامه ای را تشریح کرد . کروبی قبل از هر سخنی در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه ای مورد انتقاد واعتراض شدید خود قرار دادند گفت : " کسانی که این روزها به دنبال جوسازی ها هستند فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی سرف را هم مسئول رسیدگی به این ماجرا کنند و آنگاه شاهد ان باشند که افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده اند می آیند و شکایت خود را مطرح می کنند . البته افرادی در این هیات قرار گیرند که کسانی که مورد آزاد قرار گرفته اند و شکایتی دارند نسبت به انها اعتماد داشته باشند و مسایلی که برایشان روی داده را با انها در میان بگذارند و البته اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می کند."

وی همچنین به پرسش های کسانی جواب داد که از علت نگارش این نامه به هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان می پرسند . وی گفت : " من برای نگارش این نامه به آقای هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می کنند . از طرف دیگر خود آقای هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند . همچنین من طی هفته های گذشته نامه ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم . در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته ام و من از این حق برخودارم که به ایشان نامه ای را بنویسم البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند . همین آقایانی که امروز به آقای هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می کنند شاید از یاد برده اند که ایشان از نزدیک ترین یاران امام بوده اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنارامام نشستند و متن حکم را قرائت کردند . "
وی با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در ان مدعی شده اند کروبی نامه را زودتر از موعدی که قرار بوده منتشر کرده است، گفت : " من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه امیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند زیرا و البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود . ولیکن بیش از ده روز طول کشید که اقای هاشمی به این نامه پاسخی ندادند . البته این به معنای گلایه از آقای هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد و یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در ان قرار دارد نمی خواسته که وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می رسید این نامه را منتشر کردم . البته بعدها متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دریافت کنند و به انها منعکس شود . "
کروبی همچنین افزود : " هنگامی که این نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از استقبال کردند ، چرا که می گفتند این باعث شد تا فضا به گونه ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که یک خانم سنندجی ان را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خوداری می کنم و آقایان می توانند به سایت ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کسب کنند . "
وی افزود :" البته در همین میان کسانی هم بودند که از انتشار ان برآشقتند و قصد ان دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد . یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه های مردم را می کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می دهند ، خانواده هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می زنند ، به خانه های مردم می ریزند و به اموال آنها خساراتی وارد می کنند کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد . "
وی گفت : " چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند ان را در فضای آزاد و امن مطرح کنند . " وی خطاب به مسئولان گفت : " بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است . به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند ." وی افزود : " اخر شما فضایی ایجاد کرده اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می دادند و هیچ شکنجه ای هم روی نداده است ."
کروبی سپس تاکید کرد که باید فضای امنی در جامعه ایجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند ولیکن ابراز تاسف کرد از اینکه در فضایی که اینک شکل گرفته مردم حتی جرات نفس کشیدن هم ندارند . وی به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت : " در جامعه ای که قتل های زنجیره ای روی می دهد و مردم را می کشند و جنازه هایشان را در کنار خیابان رها می کنند ! و یا در جامعه ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و ان را در کیسه می اندازنند و کتک می زنند دیگر چطور افراد جرات ان دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند . در جامعه ای که زنی را در پاسداران با ان وضعیت به قتل می رسانند دیگر چگونه مردم احساس امنیت می کنند . " وی افزود : " متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده اند چنین مورد شکنجه قرار داده اند به طوری که من شنیده ام که افراد را در کهریزیک لخت می کردند و چهار دست و پا می نشاندند و سوار بر انها می شدند و به انها می گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید اخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و انها را لخت کرده اند و روی هم خوابانده اند و آب بر روی انها ریخته اند . حتی شنیده ام که هنگامی که افراد را شکنجه می کردند به انها می گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است ، مانند زمان قتل های زنجیره ای که به ان افراد می گفتند بگویید که من بچه مادرم نیستم ! و سپس انها را در بیان ها کتک زده و رها می کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می کنم . " وی تاکید کرد : " هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه ای زندگی می کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردمی می گیرند و سپس جنازه اش را تحویل می دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می کنید ؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می پردازید ؟ "
وی تاکید کرد : " هنگامی که حضرت علی (ع) توسط ان ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکید کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید . ولی اینک شاهد ان هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی (ع) الگوی ان قرار دارد جوانی را به خاطر انکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند و طوری برخورد می کنند که حتی برخی از انها جان می بازند . آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع)‌ و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد ؟ "
کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت : " هیچ گاه یادم نمی رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجورد ی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی اش نمی تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند . من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند . این درحالی است که اکنون شنیده می شود که در برخی از زندان های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل می کنند . می گفتند که زندان ها کانون ادم سازی هستند ولی این طوری ادم سازی می شود که هنگامی که فردی را بازداشت می کنند به او می گویند تو را به کهریزیک می فرستیم که در آنجا ادم شوی و زندانیان سیاسی را ارازل و اوباش محسوب می کنند آخر این طوری می توان آدم سازی کرد؟"
وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند گفت : " من پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می پذیرم هرچند که این مسولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزاد قرار گرفته اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه های قرون وسطی خشکانده شود . نه انکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه می پردازنند . من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می گرفتید یا از من می خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم . آخر چطور می شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه ای تشکیل شود می گویید این ماجرا کذب محض بوده است . شما حداقل تحقیق می کردید تا ببینید این کسی که این حرف ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده اند می خواهد برای عقده گشایی چنین حرف هایی را بزند و یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف ها را زده و بعدا موضعگیری می کردید . " وی افزود : " در شرایطی که رییس مجلس که سالها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاهها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می کند دیگران افراد چطور می توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال انچه که گفته اند مورد اهانت قرار گیرند و ابرویشان نیز برود . " وی تاکید کرد : " من احساس می کنم که این موضعگیری های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زیرا این بزگواران نگران ان هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند . چرا که آقای لاریجانی نگران ان است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند . "
وی گفت : " اخر چرا فضایی ایجاد می شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می زند به او حمله می شود و می گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند."
کروبی با گلایه از قضاوت های عجولانه درباره این نامه گفت : " آخر نباید آقای لاریجانی و بروجردی این قدر شتاب زده درباره محتوی این نامه موضعگیری می کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود ، نه انکه حرف های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف های مرا پخش نکنند . بهتر بود که آقای لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به این کمیته منتقل کنم ."
کروبی با قاطعیت گفت : " من به مسئولان می گویم که هیچ گاه این فحاشی ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این حرف های درشت بسیار شنیده ام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی توانید زبان ، دست و قلم بنده را بندید . "
وی گفت : " برخی از اربابان مطبوعات به گونه ای حرف می زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش هایی می آرود و قصد دارند تا فضا به اندازه ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد . " وی افزود : " اینها همان کسانی هستند که نمی گذاشتند تا اصل ماجرای قتل های زنجیره ای برملا شود و افراد می کشتند و سپس پرونده هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می کردند و حتی به انها تهمت می زدند ."
کروبی همچنین با اشاره به محتوای این نامه ای که مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته است گفت: " مسائل مختلفی را در این نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم ولیکن در همین باره باید دو نکته را خطاب به مسئولان بگویم . " وی تاکید کرد : " در این مدت اخبار بسیاری دراین رابطه به من رسیده است و در سایت های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در این نامه پیشنهاد کردم که هرچند پذیرش مسئولیت پیگری این موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که این مسئولیت را قبول کنم تا به این موضوعات رسیدگی شود و حتی من در این نامه تاکید کرده ام که انشاءالله چنین اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد باید هرچه سریعتر رسیدگی شود و من نیز تنها قصد داشتم که در این باره به مسئولان تذکراتی را بدهم ولی نمی دونم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند . "
کروبی در تکذیب سخنانی که گفته شده استنادات این نامه تلفن های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت : " من از این سخنان تعجب می کنم چرا که یک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده اند و البته تلفن هایی که در این باره به روزنامه شده است پس از انتشار این نامه بوده است وقبل از ان تماسی در این باره نشده بود . بنابراین به این آقایان می گویم که مستندات من کسانی بوده اند که نزد من آمده اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه ای را بنویسم . "
کروبی همچنین در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنیاد شهید از سوی رسانه های اصولگرای تندرو مطرح می شود گفت : " طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان دهنده این است که من پرونده ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند و بنابراین به داستان سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می پردازنند در حالیکه کسانی که بنده را می شناسند و با من همراه بوده اند همیشه از من حمایت کرده اند . " وی با اشاره به ماجرای استعفایش از بنیاد شهید گفت : " بنده در دو مرحله از ریاست بنیاد شهید استعفا دادم نخست بعد از فوت امام که حج و بنیاد شهید استعفا دادم ولی رهبری نبپذیرفت و سپس در سال 71 استعفا دادم و با اصرار من رهبری ان را قبول کردند که البته بیت امام و رهبری از جمله آیت الله محمدی گلپایگانی به خوبی در جریان این ماجرا قرار دارند . " وی در ادامه با اشاره به حمایت های خانواده شهدا از وی گفت : " خدا رو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا هنوز ارتباط خودشان را با من حفظ کرده اند و من به این آقایان پیشنهاد می کنم به جای اینکه خانواده های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسئول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می کنند . "
وی گفت : " من ازآقایان خواهش می کنم که دیگر این خانواده های معزز شهدا را که با فداکاری های آنها این نظام به پیروزی رسید و تثبیت شد را وارد این دعواهای سیاسی نکنند زیرا آنها به اندازه کافی خودشان مشکلاتی دارند و دیگر نباید انها را وارد این قضایا کرد و من مطمئن هستم که اکثر این خانواده از وضعیتی که در جامعه حاکم شده است رنج می برند . "
کروبی با اشاره به نیت کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه اندازی دعواهای سیاسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زایی در کشور متهم می کنند گفت : " نزاع بر سر این است که ا اپوزیسیون نظام هستیم ولی من این را می گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم . ما می گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از بزرگان گفته است که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از رهبری است که البته من می گویم این حرف ها دربرابر همان پول هایی که به موسسه این بزگوار سرازیر می شود . از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند . " وی تاکید کرد : " من همین جا می گویم که هیچ رییس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی و یا حتی بعدی نماینده خدا بر روی زمین نیستند و نمی دانم این چه حرف هایی است که زده می شود . " وی با ذکر داستانی گفت : " زمانی برای ناصرالدین شاه بادمجان می آورند فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می پردازد و ناصر الدین شاه نیز می خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد میگیرد و آروغ می زند در همین زمان همان فرد شروع می کند در مزمت بادمجان سخن گفتن ، که ناصرالدین شاه به وی می گوید تا حالا که تو از فواید ان سخن می گفتی حالا چه شده است که در مزمت ان حرف می زنی . ان فرد می گوید ان موقع شما از ان خوششتان می آمد و بنابراین من خوب می گفتم ولی حالا شما بدتان آمده ومن باید در مزمت بادمجان سخن گویم که شاید به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم ."
وی در ادامه به خانواده های شهدا توصیه ای داشت و گفت : " من خودم به این خانواده ها می گویم که وارد این نزاع های سیاسی نشوند . البته در این جا از آقای ضرغامی قدردانی می کنم که در برابر هتاکی به همسر شهید باکری از او دفاع کرد ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهید باکری شناخته شده نیستند که از انها دفاع شود ."
وی تاکید کرد : " من به نسل های جوان تر می گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان گذار ان امام بوده است ننویسند . چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با وفادا کاری و ایثارگری های بسیاری شکل گرفت . کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان های بعثی اسیر بودند و یا اینکه در جبهه ها شهید شدند . کسانی که در تظاهرات های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند . "
وی در نهایت تاکید کرد : " من 20 سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می کنم که این تهت و افتراها مرا از راهی که بدان اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد

http://www.kermannama.com

نامه مجمع نمایندگان ادوار مجلس به هاشمی:طبق قانون مسئولیت تمام اتفاقات برعهده رهبری است

در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسؤلیت مبرا نیست بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور درمقابل قانون , رهبر همه مسؤلیت های ناشی از ولایت امررا برعهده دارند وبه موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می نمایند. پاسداری از قانون اساسی وحقوق مردم وتوجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته هایی است که بیش از هرچیز وظیفه ومسؤلیت شمارا سنگین تر می نماید. بررسی اقدامات وفعالیت هاو عملکرد نهادها وقوای انتظامی ونظامی ودستگاه قضایی دروقایع اخیر از اهمیت اساسی برخوردار است .این بررسی ها راهی برای بازگشت اعتماد عمومی وپاسداری از نظام جمهوری اسلامی وقانون اساسی است , برهمین اساس مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی های قانونی وفق اصل 111 قانون اساسی را که از وظایف خبرگان رهبری است مورد درخواست قرار داده وازحضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظیفه ورسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آورید

پيگيری و اثبات تجاوز به زندانيان توسط کروبی

پس از آنکه رییس مجلس از تریبون علنی از مهدی کروبی خواست تا اگر مستندی دارد، آن‌را به او یا کمیته ویژه ارائه دهد؛ محمدرضا خباز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به دیدار لاریجانی رفت و به او گفت که در صورت تشکیل جلسه‌ای غیرعلنی و غیررسمی در مجلس، می‌توانند تمامی کسانی که این گزارشات را به کروبی داده‌اند به مجلس دعوت کنند تا در محضر نمایندگان از رفتارهایی که با آن‌ها شده است، سخن بگویند. وی که این پیشنهادات را به استناد حضور شهرداران بازداشتی در جلسه‌ای غیرعلنی و غیررسمی در مجلس پنجم مطرح کرده بود، گفت: در آن زمان اخبار متفاوتی نسبت به بدرفتاری با این شهرداران در زندان مطرح می‌شد که با حضورشان در مجلس به طرح آن پرداخته و نمایندگان در جریان چند و چون آن قرار گرفتند و معلوم شد که همه آن اخبار شایعه نبوده است. اما رییس مجلس ترجیح دادند تا بازداشت شدگان مورد آزار واقع شده، در جلسه‌ای خصوصی با ایشان به طرح آن‌چه به سرشان آمده است، بپردازند و پس از آن اگر لازم شد، در جلسه‌ای غیرعلنی و غیررسمی این موارد مجدداً برای تمامی نمایندگان بازگو شود. وی در پاسخ به این‌که آیا کروبی نیز شخصاً با لاریجانی در این‌باره دیدار خواهد کرد یا نه؟ گفت: ایشان در حال حاضر در سفر هستند اما در تماسی با ایشان، به بنده گفتند که حاضرند با آقای لاریجانی در این‌باره دیداری داشته باشند اما هنوز زمان آن تعیین نشده است. احمد شيرزاد، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت:پيش از هر چيز بايد شهامت و جلوداري مهدي كروبي را در پيگيري حقوق حقه ملت و ظلم‌هايي كه به برخي روا داشته شده، تحسين ‌كنم. مهدي كروبي نسبت به ظلم آشكاري كه به برخي از جوانان شده، سكوت نكرده است.زيرا مردم ايران نيز توقعي جز اين ندارند، توقع آنها از رهبران انقلابي و چهره‌هاي اثر‌گذار نظام كه در اين سال‌ها كارنامه پاك و پاكيزه‌اي داشتند پيگيري اتفاقات و رفتارهاي غيرانساني اخير است،زيرا سكوت در مورد اين كجروي‌ها بيش از اين امكان پذير نيست. در اين شرايط بايد به هر ترتيبي كه شده است كميته پيشنهادي براي بررسي مسائل پيش آمده تشكيل شود، هر‌چند اكنون نيز در داخل نظام كميته‌هايي تشكيل شده است و برخي افراد همچون نمايندگان مجلس پيگيري‌هاي اثرسازي داشته‌اند، اما اين كافي نيست و لازم است كه چهره‌هاي برجسته انقلاب به شكل مستقيم وارد اين مساله شوند و نسبت به آزار و اذيت‌هايي كه نسبت به بازداشت شدگان شده است،هر چه زودتر تصميمي گرفته شود

سازمان ملل متحد: بان کی مون به احمدی نژاد تبریک نگفته است

ظاهراً دبیر کل سازمان ملل به احمدی نژاد نامه‌ای نوشته که بسیاری آن را تبریک بان کی‌ مون به احمدی نژاد تفسیر کرده اند. سخنگوی دبیر کل اعلام نمود که دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت انتخاب همه روسای جمهور و روسای دولت برای آنها پیام تبریک می‌فرستد و منظور از این نامه تائید نتایج انتخابات نبوده است و فقط در راستای جلب همکاری ایران در عرصه بین المللی بوده. وی پس از مدت کوتاهی در اظهار نظر دیگری گفت نباید از این نامه به "تبریک" تعبیر شود ولی حاضر به انتشار متن نامه نشد و اظهار داشت که نامه‌های دبیر کل به سران کشور‌ها در اختیار رسانه‌ها قرار نمیگیرد
خبرگزاری رویترز گزارش داد، سازمان ملل می گوید نامه ای که بعد از مراسم سوگند محمود احمدی نژاد برای وی فرستاده است، حاوی پیام تبریک نبوده، بلکه این سازمان از این فرصت استفاده نموده تا بر پایداری همکاری ایران و سازمان ملل متحد تاکید کند. پیشتر اعلام شده بود که بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد پیام تبریکی به مناسبت پیروزی محمود احمدی نژاد برای وی فرستاده است. خبرگزاری رویترز، همچنین می افزاید، فرستاده ی ویژه ی ایران به سازمان ملل متحد برای اظهار نظر در این باره در دسترس نبوده است. نتیجه ی انتخابات بیست و دوم خرداد ماه، و حوادث پس از آن، موجب شده است که برخی از رهبران کشورهای غربی از فرستادن پیام تبریک به محمود احمدی نژاد خودداری کنند

مصباح یزدی برای احمدی‌نژاد مشروعیت الهی قائل شد

آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، یکی از اساتید حوزه‌ی علمیه‌ی قم و پشتیبانان سرسخت محمود احمدی‌نژاد، روز چهارشنبه (۲۱ مرداد)، در جمع گروهی از بسیجیان، اطاعت از احمدی‌نژاد را چون اطاعت از خدا دانست.افتن مشروعیت الهی با دریافت حکم ولی‌فقیه مصباح یزدی در اشاره به اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران گفت: «جریانات اخیر که در کشور رخ داد، ولایت فقیه را هدف قرار داده بود». به باور وی، «دشمنان می‌خواستند این رکن اساسی را حذف یا تضعیف و کمرنگ کنند». به گفته‌ی مصباح یزدی، «ولایت فقیه دارای پرتویی از انوار امام زمان (عج) است و مردم نیز به دلیل این که او را جانشین به حق ولیعصر (عج) می‌دانند اطاعت از او را لازم می‌دانند». مصباح یزدی خاطر نشان ساخت که عموم مردم لزوم و اهمیت ولایت فقیه را درک می‌کنند و: «وقتی ریاست‌جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد، اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست». روحانی حوزه‌ی علمیه‌ی قم افزود: «قبل از انقلاب به دلیل جدایی دین از سیاست علما در این عرصه وارد نمی‌شدند. در حالی که دیانت عین سیاست است و این شعار از سوی شهید مدرس مطرح و توسط امام به آن جامه‌ی عمل پوشانده شد

در پی تحرکات اسرائیل، ایران خواستار تصویب ممنوعیت حمله به تجهیزات هسته ای خود شد

ایران از اجلاس صد و پنجاه کشور جهان خواسته است تا حمله به امکانات هسته ای ایران را ممنوع اعلام کنند. این درخواست در پی تهدیدهای احتمالی از سوی اسرائیل صورت گرفته است. این در حالی است که نماینده ایران در آژانس گفته است که این موضوع هیچ ربطی به حمله احتمالی اسرائیل ندارد و ایران از اسرائیل نمی ترسد. در عین حال یک زیردریایی اسرائیلی با قدرت حمل موشک اتمی اخیرا به ایران نزدیک شده است و اسرائیل اخیرا مانورهای نظامی داشته است که به نظر می رسد هدف آن ها هدف قراردادن تجهیزات هسته ای ایران باشد. در همین زمینه لینک دو خبر دیگر را برای شما در کامنت ها قرار داده ام که یکی از آن ها خبر از برنامه ریزی اسرائیل برای حمله به این تجهیزات بعد از انتخابات داشت که با مخالفت آمریکا کنسل شده است و در دیگری نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل گفته بود که اسرائیل تا پایان سال به تجهیزات هسته ای ایران حمله خواهد کرد. البته دوستان در ذیل این دو خبر بنده را به حمایت از حمله متهم کرده بودند

طرح برکناری خامنه‌ای را در همه جا ترویج کنیم - ملاحسنی

اگر دقت کرده باشید هر وقت که کودتاچیان میخواهند کسی را بازداشت کنند٬ ابتدا مدتی در روزنامه‌ کیهان و دجال نیوز و صدا و سیما و غیره آنرا مطرح میکنند و بقول معروف برای اجرایی کردن آن زمینه سازی میکنند. اینقدر یک چیزی را تکرار میکنند که همه حساسیتها و احیانا تبعات جنبی آن از بین برود و تبدیل به یک امر عادی شود.
بد نیست ما هم از این شیوه علیه خودشان استفاده کنیم.
من فکر میکنم با اقدام شجاعانه‌ای که در این چند روز از سوی برخی شخصیت‌ها و محافل سیاسی در ایران شروع شده و علنا و رسما از مجلس خبرگان خواسته‌اند که صلاحیت خامنه‌ای را بررسی کنند و او را مورد بازخواست قرار دهند٬ بهتر است همه ما به اندازه ای که توانش را داریم روی این موضوع مانور بدهیم و خواهان برکناری خامنه ای شویم.
الان وقت کلی گویی و در ابهام سخن گفتن نیست. باید به صراحت از خامنه‌ای بعنوان یک جنایتکار نام ببریم. او فاقد عدالت و صلاحیت و حتی مرجعیت است و باید بازداشت شود و مورد محاکمه قرار گیرد.
( البته اگر معظم له نیز در زندان مورد تجاوز قرار گرفت تقصیر ما نیست و مسئولیتش هم بعهده خودش است ضمن اینکه آقای لاریجانی هم از بیخ موضوع تجاوز جنسی در کشور را تکذیب کرده است.)
آقاجان! این جمله آخری داخل پرانتز شوخی بود ها. یک وقت نروید به مقام عظما تجاوز کنید و بگذارید تقصیر ما

گزارش رئيس كميسيون آموزش از ديدار با رئيس دولت احمدي نژاد حرف خود را زد نمايندگان هم حرف خود را

گروه سياسي: رسمي‌ترين ديدار نمايندگان مجلس با احمدي نژاد كه پس از انتخابات 22 خرداد و در آسـتـانه تشكيل دولت دهم برگزار گرديد بازتاب وسيعي در سطح رسانه‌ها نداشت اما از همين جلسه، دو خبرسازي انجام شد كه تفاوت آنها بسيار زياد بود. روز دوشنبه دو تن از نمايندگان مجلس هشتم كه حمايت آنها از احمدي‌نژاد بسيارآشكار است به تمجيد از دستاوردهاي جلسه پرداختند. اسماعيل كوثري نماينده تهران كه قبلاً اقامت همراه با احمدي نژاد در نيويورك را با شب‌هاي عمليات در دوره دفاع مقدس مقايسه كرده بود، در خصوص جلسه نمايندگان با احـمـدي‌نـژاد گـفـت:‌"جلـسـه خـوب و قـابـل قبوليدر راستاي تعامل و هماهنگي هر چه بيشتر دولت و مـجلـس بـود و ‌اكـثـريـت قـريب به اتفاق نمايندگان و همچنين كساني كه از دولت در اين جلسه حضور داشتند، از ‌اين جلسه راضي بودند."‌مير تاج الديني نماينده اصولگراي تبريز نيز با ابراز رضايت از نتايج اين جلسه اظهار كرد :" ‌احمدي نژاد در اين جلسه صحبت هايي داشت مبني بر اينكه در گذشته تلاش مي كردند كه ‌بين مجلس و دولت اختلاف ايجاد كنند كه به ياري خداوند و هوشياري نمايندگان اين اتفاق ‌نيفتاد و ما با نمايندگان مجلس همفكر و همسو هستيم به گونه اي كــه شـرط اصلـي مـا ‌هـمـدلـي بـا نـمـايـندگان است." ‌اين در حالي است كه روز گذشته دو تن از نمايندگان اصولگراي مجلس، روايتي متفاوت و بلكه متضاد از اين جلسه ارائه نمودند. علي عباسپور رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با انتقاد از فضاي اين جلسه و با بيان اين‌كه جلسه اصولگرايان با رئيس جمهور به جمع‌بندي مطلوب نرسيد، گفت: اسم اين جلـسـه را نـمـي‌توان تعامل گذاشت، تعامل را بايد همفكـري معنـي كنيـم، گـذاشتـن يـك جلسـه كـه نمايندگان صحبت‌هاي خود را بگويند و رئيس جمهور هم حرف خود را بگويد و اين‌كه قرار شود نمايندگان افرادي را جهت وزارت به رئيس جمهور معرفي كنند اسمـش تعـامـل و همفكـري نيست. ‌علي عباسپور تهراني‌فرد در گفتگو با ايسنا، با اشاره به جلسه مجمع نمايندگان اصولگرا با رئيس جمهور اظهار كرد: اين ليست دادن‌ها و افراد معرفي كردن‌ها را همه اقشار جامعه مي‌توانند انجام دهند، در حالي كه نمايندگان مـجلس كساني هستند كه بايد مهر تاييد به وزراي معرفي شده از طرف رئيس جمهور بزنند. ‌‌به گفته وي، نمايندگان نقطه نظراتي درباره وزرا داشتند، مبني بر اين‌كه وزرا بايد متدين، انقلابي، ولايت‌پذير بوده، از تخصص لازم برخوردار باشند، همچنين عنوان ‌شد كه كشور ما از نظر اقتصادي در شرايطي است كه وزراي اقتصادي بايد كارآمد باشند تا بتوانند تورم، بيكاري و ركود را حل كنند و مسئله‌اي مثل خصوصي سازي را به خوبي پيش ببرند. ‌‌عباسپور تهراني فرد با بيان اين‌كه در اين جلسه بحث پيشرفت علمي كشور مطرح شد، افزود: اين موضوع مطرح شد كه عملكرد دولت نهم در مورد وضع آموزش و تحقيقات براي اين كه به اهداف چشم انداز بيست ساله برسيم نگران كننده است، لـذا بـا توجه به اين‌كه پايان دولت دهم تقريبا ما را در نيمه راه چشم‌انداز بيست ساله قرار مي‌دهد، بايد وزرايي در راس وزارتخانه‌هاي آموزش و علمي كشور قرار گيرند كه بتوانند اين هدف را برآورده كنند. ‌‌وي افزود: رئيس جمهور نيز توضيحاتي داد درباره اين كه كابينه بايد با رئيس جمهور هماهنگ باشد. ‌‌به گفته وي، قرار شد اگـر نـمـايندگان نظري راجع به افراد به عنوان افراد پيشنهادي خود دارند، اسامي آنها را به معاون پارلماني رئيس جمهور بدهند. ‌‌نماينده تهران معتقد است كه بايد شرايط هر وزارتخانه با مجلس در نظر گرفته شود، يعني به طور سيستماتيك هيئت رئيسه مجلس يا هيئت رئيسه فراكسيون اصولگرايان، مكانيزم و روش مشخصي را تعيين كنند كه وضعيت هر وزارتخانه و برنامه‌هاي مدنظر رئيس جمهور براي آن لحاظ شده و بعـد، از ميان افرادي كه براي آن وزارتخانه مناسب هستند افرادي را مورد بررسي قرار دهند و سپس براي هر وزارتخانه چند نفر (حدود 4 نفر) مشخص شوند و رئيس جمهور از ميان آنها يك نفر را انتخاب كند. ‌‌علي مـطهـري نيز با اشاره به اين جلسه، اظهار داشت: ‌احمدي نژاد نيروهاي صالح دولت‌هاي قبلي و گروه ها و افراد منتقد را به بهانه اشرافي گري و لزوم همگرا بودن اعضاي ‌كابينه رد مي كند.‌علي مطهري در گفتگو با مهر، با بيان اينكه جلسه اعضاي فراكسيون اصولگرايان با احمدي نژاد بي ‌نتيجه نبود، اظهار داشت: در اين جلسه نظرات دوطرف شنيده و رئيس جمهور با نظرات نمايندگان آشناتر شد. ‌وي در عين حال تصريح كرد: به نظر مي رسد احمدي نژاد بر معيارهاي قبلي خود مبني بر انتخاب وزيران از ‌يك گروه خاص، همچنان تاكيد مي ورزد. ‌نماينده تهران با تاكيد بر اينكه احمدي نژاد بايد به اين موضوع توجه داشته باشد كه وي صرفا مجري ‌سياست‌هاي اقتصادي، سياسي وفرهنگي نظام است كه در شوراهاي عالي تصويب مي شود، عنوان كرد: انتخاب ‌يك رئيس جمهور به اين معنا نيست كه افكار وانديشه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي وي اجرا شود و وزرا ‌تابع و مطيع احمدي نژاد يا به تعبير وي همگرا باشند.‌اين عضو فراكسيون اصولگرايان با اشاره به اينكه در صورت تداوم چنين روندي، از نخبگان بهره كـافـي را نخـواهيـم ‌بـرد، متذكرشد: اصولا اين فكر احمدي نژاد كه در انديشه حذف هاشمي رفسنجاني وهـمـفـكران وي از انقلاب است ‌يك خطاي بزرگ خواهد بود.‌سخنگوي كميسيون قضايي - حقوقي مجلس هم در اين خصوص اعلام كرد : رئيس جمهور در نظر ندارد قبل از معرفي رسمي وزيران به مجلس دربـاره افـراد مـد نـظـر با ‌كميسيون‌هاي تخصصي و نمـاينـدگـان رايـزنـي كند، روز دوشنبه نيز در جلسهبا فراكسيون اصولگرايان تاكيد كرد اگر ‌كسي پيشنهادي دارد اعلام كند و اين به معني رايزني نيست.‌به گزارش مهر، رحيمي گفت: قطعا اين روش بي اثر خواهد بود، اگر ليست وزيران به مجلس معرفي مي شد براي جلسه راي اعتماد ‌وضعيت بهتري پيش مي آمد. ‌وي با اشاره به پيشنهاد رئيس جمهور مبني بر اعلام نظر نمايندگان به صورت مجامع استاني، خاطر نشان كرد: ‌نمايندگان، افرادي سياسي هستند و معني اين عبارات را مي دانند؛ اينكه نمايندگان فردي را به رئيس جمهور معرفي ‌كنند يا اينكه رئيس جمهور ليست مد نظر خود را بـه نمـاينـدگـان ارائه دهد و نظر آنان را جويا شود و از بين آنان ‌بهترين ها را با استفاده از نظر نمايندگان انتخاب كند، متفاوت است.‌نماينده ملاير خاطر نشان كرد: وقتي خبرها حاكي از بسته شدن ليست وزيران است و سپس رئيس جمهور بگويد ‌شما اسم بدهيد، ايـن يك تعارف سياسي است و نمي شود روي آن حساب باز كرد، البته نمايندگان نيز هيچ حسابي ‌روي اين پيشنهاد باز نكرده اند.‌وي تاكيد كرد: همانطور كه رئيس جمهور طبق حق قانوني خود از اختياراتش در معرفي وزيران استفاده خواهد ‌كرد، قطعا مجلس هم در راي اعتمـاد بـه وزيـران از اختيـارات قانوني خود استفاده مي كند و وزيراني كه تشخيص ‌دهد براي اين پست مناسب هستند را انتخاب مي كند

بیائیم فردارابرای سیداحمدخاتمی جمعه سیاه کنیم

فرداسیداحمدخاتمی می خواهد چون همیشه درنمازجمعه به میرحسین وکروبی وهاشمی و...بتازد واز اعتراف گیریها دفاع کند وبنابه گفته خودش قراراست باافشاگری از آسیب دیدن نظام جلوگیری کند به نظرمی رسد آقایان جنتی وخاتمی هربارباخیال آسوده به نمازجمعه می روند وهرآنچه دوست دارندمی گویند اما فرداباحضوردرنمازجمعه می توانیم ترسی برایشان مستولی کنیم که جرات نکند حتی یک کلمه هم بگوید واگر سخن بیراهی گفت ونمازجمعه به آشوب کشیده شد همه اورامقصرمی دانند ودیگرهیچ کس جرات نخواهد کردبه اصلاح طلبان بتازد بیایم فربارابرای خاتمی وامثال اوجمعه سیاه کنیم ودرسی به آنهابدهیم که هیچ جمعه ای ازترس مردم وجنیش سبزباخیالی آسوده به فحاشی علیه اصلاح طلبان نپردازند

استقبال کم‌‌نظیر از نامه‌ی اکبر گنجی به بان کی مون

نامه اکبر گنجی به دبیر کل سازمان ملل را تا کنون بیش از ۲۵۰ تن از روشنفکران و فرهنگ‌سازان کشورهای گوناگون امضاء کرده‌اند. در میان امضاءکنندگان نام افراد سرشناسی چون یورگن هابرماس، نوام چامسکی، جوز راموز هورتا، نادین گوردیمر، اورهان پاموک، ماریو وارگاس یوسا، فیلیپ پتیت، ریچارد جی برنشتاین، مایکل والزر، نانسی فریزر، آدام میشنیک و افا هوفمن به چشم می‌خورد. اکبر گنجی در نامه خود نوشته است که انتخابات آزاد در نظام جمهوری اسلامی بی‌مفهوم است زیرا «مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی ایران، اکثریت قدرت و اختیارات در دست رهبر و نهادهای تحت امر اوست.» و مطابق اصل ۹۸ قانون اساسی ایران، تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است که خود منصوب رهبر است. شورای نگهبان اختیارات رهبر را به آنچه در متن قانون اساسی آمده است محدود نمی‌داند و مدعی است که دایره اختیارات رهبرجمهوری اسلامی هیچ محدودیتی ندارد

بازداشت شدگان اخیر از روز شنبه اعتصاب غذا خواهند کرد ما چه میکنیم ؟

بیش از 30 نفر از شدگان حوادث بعد از انتخابات که در زندان اوین به سر می برند اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی به وضعیت شان تا روز شنبه، از عصر روز شنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر این مطلب توسط زندانیان به علاءالدین بروجردی دبیر کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز ارائه شده است. برخی زندانیان به دلیل فشارها برای اعتراف گیری های غیرحقیقی و برخی دیگر به دلیل وضعیت نامشخص و بلاتکلیف خود تصمیم به اعتصاب غذا گرفته اند. خبر اعتصاب غذای زندانیان از روز شنبه را یکی از زندانیان که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است، به خبرنامه امیرکبیر اعلام کرده است. پیش از این قوه قضائیه رسما اعلام کرد که در حوادث پس از انتخابات بیش از 4000 نفر بازداشت شدند که اکثر آنان آزاد شده اند، اما وضعیت بسیاری از بازداشت شدگان نامشخص است و برخی از آنان تاکنون هیچ گونه ملاقاتی با خانواده و یا وکلای خود نداشته اند. تاکنون 2 جلسه دادگاه مربوط به متهمین حوادث پس از انتخابات برگزار شده است که به دلیل نقض ابتدایی ترین حقوق اولیه بازداشت شدگان، وکلای متهمین در این جلسات حضور نیافتند. برگزاری اینگونه دادگاه ها و نمایش اعتراف گیری های غیرانسانی از صداو سیما باعث اعتراض بسیاری از نهادهای حقوق بشری شده است

سعید حجاریان : باید موج سبز را در مقابل ریگ روان بیابان بكاریم تا مانع از پیشروی ویرانی بر آبادانی شود

حجاریان حالا در زندان است و همه نگران حال او. می گویند: زندانبانان باید دلیل خوب و محکمی داشته باشند که با وجود ریسک بالایی که برای جان او وجود دارد و هزینه تبلیغاتی و سیاسی که برای جمهوری اسلامی ایجاد می کند او را همانجا نگاه داشته اند. واقعیت این است که حجاریان در سالهای بعد از ترور با وجود تمام مشکلات جسمی، و اختلال جدی در تکلم، هنوز فعالانه می خواند و می نوشت و تحلیل می کرد. سوابق او در نهادها و سازمانهای گوناگون بعد از انقلاب اسلامی که از همان ابتدا درگیرش بود، به اضافه هوش و توانایی ذهنی اش، به او قدرت تحلیل و تئوری پردازی منحصر به فردی را می دهد. حجاریان پس از کار کردن در دفتر اطلاعات نخست وزیری، وزارت اطلاعات و مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری تصمیم می گیرد برای ادامه تحصیل به دانشگاه تهران برود. اینها همه تا سال 1372 طول می کشد تا اینکه او بالاخره در رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل می شود و در ادامه بیش از پیش به نوشتن و تحلیل می پردازد. حاصل کارهای او در این سالها مقالاتی می شود درباره ولایت فقیه و سیستم حکومتی وابسته به آن و آزادی اسلامی در نشریاتی چون کیان و نیمروز. بسیاری از تئوریهای مطرح در فضای اصلاح طلبی که در سالهای نزدیک به دوم خرداد و پس از آن مطرح می شود بازتاب نظریات و تحلیل های سعید حجاریان می شوند و دهان به دهان می گردند. او یکی از افراد اصلی می شود که نظریاتی مانند « توسعه سیاسی»، «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» و « فتح سنگر به سنگر» را به عرصه عمومی می کشاند و پایه های انحصار طلبان را به لرزه می اندازد. او استراتژی خود را اینچنین تعریف می کند: « باید فضائی بسازیم که انگشتشان روی ماشه بلرزد

خبر دروغ خبرگزارى فارس درباره نامه انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن و جوابيه گروه موج سبز ژاپن


انجمن مجعولی به نام انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن که حتی شهامت ندارد اسامی اعضای خود را اعلام کنند تا همگان با اهداف و افکار آنها آشنا گردند، ارتباط تنگاتنگ خود با سازمانهای مخوف اعتراف گیری و شکنجه را پدیدار کرده است.
فارغ از هرگونه استدلالی، قرار گرفتن اخبار و بیانیه های این انجمن بر روی خبرگزاریهای عمده دولت کودتا، خود عیان کننده ماهیت این افراد است و هرگونه شک و شبهه ای در مورد سرسپردگی این انجمن را به یقین تبدیل می سازد.
گروه موج سبز ژاپن به نمایندگی از اکثریت دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن مراتب انزجار خود را از اعمال پلیدی که با تقلب در آرای ملت آغاز شد، با ضرب و شتم معترضین، تیراندازی به شهروندان بی دفاع، بازداشت غیر قانونی، قتل و شکنجه و تجاوز در زندان ادامه یافت و اکنون به اعتراف گیری زیر فشار و دادگاههای نمایشی انجامیده است اعلام میدارد.
آشکار شدن تجاوز جنسی به برخی از بازداشت شدگان، تنها موید گوشه ای از فاجعه بوده و تغییر عمده ای در اصل موضوع ایجاد نکرده است. بدیهی است حکومتی که در آرای میلیونها شهروندش دست می برد یا به ضرب گلوله مستقیم فرزندان این مرز و بوم را در کوچه و خیابان به شهادت رسانده و یا جمجمه و دهان آنان را در زندان خرد می کند برای خاموش کردن صدای اعتراض از هیچ عمل کثیف دیگری از جمله تجاوز فروگذار نمی نماید.
هر قدمی که بر می داریم در ادامه راه خود مصمم تر می گردیم و هر خبر ناگواری که می شنویم ایمانمان به دمیدن صبح و بیرون رفتن دیو ظلم و استبداد، محکم تر می گردد
لینک خبرگزاری اعتراف گیران

زنگ خبرگان برای رهبری به صدا درآمده است

شبکه جنبش راه سبز (جرس): آیت الله دستغیب: اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است./ بیت رهبری از تشکیل جلسه مجلس خبرگان نگران است. زیرا در چنین جلسه ای بی شک اعتراض به سوء تدبیر مدیران عالی کشور و ظلم به مردم مورد بررسی قرار خواهد گرفت. معنای این سخن یعنی عمل کردن مجلس خبرگان به وظیفه قانونی خود در ارزیابی عملکرد رهبری و تصمیم درباره عزل وی. ارسلان بساسيري دامنه اعتراض مردم ایران به مجلس خبرگان رهبری هم رسید، تا پس از سالها بی توجهی این مجلس به خواست مردم در نظارت بر عملکرد رهبری، بعنوان یک تکلیف قانونی، این مهم از سوی اعضای این مجلس نیز مطالبه شود. یک ماه پیش آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان، با تاکید بر ضرورت حاکمیت قانون برای حل بحران پیش آمده، نگاهها را به وظیفه قانونی این مجلس معطوف ساخت و اینک یک عضو دیگر، رسما خواهان تشکیل جلسه فوق العاده مجلس خبرگان شده است

هرهفته چهارشنبه بازار تهران راس ساعت 11 منتظر حضور سبزتان هستیم

باید هر هفته چهارشنبه تجمع در بازار راس ساعت 11 رسمی باشد این باید در برنام جنبش سبز باشد تا هر بار بسیاری دیگر از مردم که در بازار حضور دارند و مغازه دار ها به این جنبش بپوندند.. هرهفته چهارشنبه بازار تهران راس ساعت 11 منتظر حضور سبزتان هستیم. این یک پیروزی ایست. با توجه به این که این تجمع فقط در بالاترین مطرح شد بنظرم عالی بود. اینها بسیار از ما وحشت دارند بچه ها پیروزی نزدیک است.

هرهفته چهارشنبه بازار تهران راس ساعت 11 منتظر حضور سبزتان هستیم. این را به یک برنامه تبدیل کنیم

ویدیو کلیپی در مورد بیدادگاه و محاکمه فله‌ای اصلاح طلبان

کلیپ اعتراف - نسخه مخصوص بلوتوث

بی‌تردید بلوتوث هم در ایران امروز کارکرد یک رسانه را دارد و چه بسا گروه مخاطب گسترده‌تر یا لااقل متفاوتی نسبت به سایت‌های اینترنتی داشته باشد. از این رو «موج سبز آزادی» تصمیم گرفته پس از این با انتشار نسخه‌های مناسب بلوتوث برای استفاده در تلفن همراه و ارسال از آن طریق، برای گسترش آگاهی عمومی نسبت به فجایع دو ماه اخیر و آنچه رسانه میلی صداوسیما از مردم پنهان نگه داشته، تلاش کند. لطفا با دریافت این فایل و توزیع آن از طریق بلوتوث، در نیل به این هدف به ما کمک کنید.