Sunday, August 16, 2009
گزارشگر صدا و سیما : هر کی مصاحبه کنه بهش شارژ ایرانسل یا ساعت مچی جایزه میدیم
جمعی از علمای قم، مشهد و اصفهان از خبرگان خواستار ارزیابی صلاحیتهای رهبری شدند
Thursday, August 13, 2009
نماينده سقز و بانه خطاب به احمدي نژاد: ستاد هاي شما به ستاد هاي ايجاد رعب و وحشت تبديل شده است
به گزارش شارنيوز؛ وي در ابتداي سخنان خود بيكاري را واژه اي آشنا براي همه خواند اما كردستان با آن پيوندي ناگسستني دارد به شكلي كه بسياري از تحصيل كردگان اين استان بدون شغل مانده اند درحالي كه در دوراني كه كردستان زير رگبار گلوله صدام بود تلاش فراواني شد تا فرزندان كردستان به سلامت از بحران عبور كنند و امروز بيكاري فرجام آنها است.
حيدري با اشاره به عدم تكميل زير ساخت ها در كردستان، آن را دليل اصلي عدم حضور بخش خصوصي در عرصه هاي مختلف دانست چرا كه زماني كه كردستان جنگ و بمباران را تجربه مي كرد ديگر استان ها مشغول آباداني و توسعه بودند.
نماينده سقز وبانه صحنه تكراري اين روزهاي جاده هاي كردستان را تكه سنگ هايي بزرگ بر روي تريلر ها عنوان كرد كه توسط نهاد هاي دولتي به خارج از استان انتقال مي يابند و بهره آن براي كردستان افزايش تصادفات، صدمه ديدن راه ها و افزايش بيكاري و هزينه ها است. وي ضمن طرح اين پرسش كه چرا اصل ۴۴ در مورد معادن كردستان اجرا نشده است؟ خطاب به استاندار و وزير صنايع گفت:ديگر حق نداريد سهل انگاري كنيد.
حيدري در بخش ديگري از نطق خود در مجلس وشوراي اسلامي به سخنان احمدي نژاد در مراسم تنفيذ و تحليف اشاره كرد و خطاب به وي گفت: آقاي احمدي نژاد شما در سخنانتان به واژه عدالت اشاره كرديد و گفتيد همه مردم ايران شهروند درجه اول هستند اگرچه اينها واژه هاي زيبايي هستند اما من هرچه فكر مي كنم نمي دانم چرا نبايد بعد از گذشت ۳۰ سال كردستان استانداري كرد و اهل سنت داشته باشد، چرا نبايد مديران كل و معاونان سياسي امنيتي كرد اهل سنت باشند، چرا نبايد متولي فرهنگ و ارشاد كردستان كرد اهل سنت باشد؟ چرا مسئولان گزينش ادارت و واحد هاي حراست هيچ كدام كرد اهل نيستند؟ آيا اين عدالت و شهروندي درجه اولي است؟
حيدري تصريح كرد: ديگر وقت شعار دادن نيست و بايد در دولت دهم از نيروهاي بومي كرد اهل سنت استفاده شود چون حق مسلم مردم كردستان است.
نماينده سقز و بانه در ادامه بخش ديگري از سخنان احمدي نژاد در مراسم تحليف را به چالش كشيد و خطاب به وي گفت: شما گفتيد “اين كه به چه كسي راي داده باشيم مهم نيست” در حالي كه اينگونه نيست و تسويه حساب ها شروع شده است، ستاد هاي شما به ستاد هاي ايجاد رعب و وحشت تبديل شده و كساني كه به احمدي نژاد راي نداده اند از زندگي و مسئوليت ساقط مي شوند و تمام امور به كساني كه در ستاد هاي شما بوده اند سپرده مي شود.
وي پيشنهاد كرد دولت از نيروها هاي كارآمد و شايسته استفاده كند تا در ميانه راه به علت سوء استفاده افراد نا لايق مجبور به تعويض مسئولان و عذرخواهي نشود
حمله شديد روزنامه كيهان به مهدي كروبي
سر مقاله كيهان چهارشنبه 21 مرداد در حمله به كروبي :
1- ميگويند پادشاهي با تعجب آميخته به تقدير، وزير خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در ميان اهل ديار خود قدر و منزلت بالايي داشت و جز به مقام بلند در كشور خويش تن نميداد، چه ارزان او را خريدي و به آستان بوسي ما آوردي؟ آنهم در جمع چاكران و غلامان، نه بزرگان و اميران؟! و زير زمين ادب بوسيد و گفت: او را هنگامي خريدم كه قدر و قيمت پيشين بر باد داده و به غايت ارزان شده بود! هنر من آن نيست كه متاع گران را ارزان خريده باشم، بلكه كالاي ارزان را به قيمت خريدهام!
2- شامگاه روز يكشنبه 18 مردادماه 88 سايت اينترنتي حزب اعتماد ملي نامهاي از مهدي كروبي خطاب به آقاي هاشمي رفسنجاني را منتشر كرد كه بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاريهاي خارجي و سايتهاي خبري گروههاي ضد انقلاب روبرو شد. در اين نامه مهدي كروبي از رئيس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شايعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقيق كند»! اين نامه تاريخ 7 مرداد، يعني 14 روز پيش را دارد و پسر كروبي در توضيح آن مي گويد پدرش اين نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصي براي آقاي هاشمي رفسنجاني و در حالي كه جوابي از او نگرفته است براي عموم منتشر ميكند! در نامه كروبي آمده است «عده ي از افراد بازداشت شده مطرح نمودهاند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نمودهاند(!) كه منجر به ايجاد جراحات و... گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كردهاند، به طوري كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده ند»! كروبي در اين نامه از منابع خبري خود نام نميبرد و تنها مينويسد: «افرادي اين مطالب را به من گفتهاند كه داراي پستهاي حساس در اين كشور بودهاند»!
3- «منبع سياه» يكي از ترفندهاي شناخته شده و معروف در عمليات رواني است كه بيشترين كاربرد آن در «شايعه پراكني» است. در اين ترفند، «شايعه» مورد نظر دشمن به نقل از يك منبع ناشناخته و نامعلوم، ساخته و منتشر ميشود كه اصطلاحاً به «منبع سياه-Black Source» معروف است. انتخاب منبع سياه با اين منظور صورت ميپذيرد كه مخاطبان شايعه فقط شنونده باشند و مراجعه به منبع و كشف واقعيت براي آنان امكان پذير نباشد، چرا كه اگر منبع ارائه شده از نوع «سفيد» -روشن و قابل دسترسي- و يا «خاكستري»- نيمه روشن و نهايتاً قابل كشف- باشد، علاوه بر رسوايي شايعهپردازان، كارآيي شايعه نيز از بين ميرود. كارشناسان و صاحب نظران برجسته عمليات رواني، تاكيد ميكنند كه شايعات برخاسته از منبع سياه، دوام چنداني ندارد و در فاصله كوتاهي پس از انتشار، بياثر ميشود. از اين روي معتقدند كه از ترفند منبع سياه فقط بايد در فضاي غبارآلود و با اهداف كوتاه مدت استفاده كرد. «منبع سياه» با واژههايي نظير «گفته ميشود»! «شنيده شده است»! «افرادي كه نميخواهند نامشان فاش شود گفتهاند»! و... ارائه ميشود و در برخي از موارد نيز براي اين كه «شايعه» برخاسته از منبع سياه، واقعي جلوه داده شود، سازندگان شايعه، ضمن ارائه «منبع سياه» از مخاطبان مي خواهند كه خود درباره صحت و سقم آن دست به تحقيق و بررسي بزنند!
در نامه كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني، تمامي ويژگي هاي «شايعه سازي با استناد به منبع سياه» ديده مي شود. در اين نامه به جاي ارائه منابع قابل بررسي، از واژه هايي نظير «عده اي از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادي كه در كشور پست هاي حساس داشته اند، شنيده ام»! و... استفاده شده كه شامل افراد فراوان و بي شماري مي شود و هيچكدام از آنان نيز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسي نيستند. نكته درخور توجه اين كه در ادامه نامه مهدي كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني از دومين شگرد در «سازه شايعه با منبع سياه» نيز استفاده شده و خطاب به آقاي هاشمي از وي خواسته شده است «مسئوليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين اخبار را برعهده بگيرد»!
همانگونه كه ديده مي شود در نامه مهدي كروبي از يكسو شايعهاي خطرناك و مشمئزكننده ساخته ميشود و از سوي ديگر هيچ منبع قابل دسترسي براي تحقيق درباره آن ارائه نميشود. يعني دقيقاً شايعهاي برخاسته از منبع سياه ساخته و منتشر شده است و با شناختي كه از مهدي كروبي در دست است و مخصوصاً طي چند ماه اخير آشكارتر شده است به جرأت ميتوان گفت وي در حد و اندازهاي نيست كه خود اين شايعه را با رعايت تمامي ترفندها و ريزه كاري هاي فني تهيه كرده باشد. اما چه كساني آن را ساخته اند؟ كافي است به اطرافيان مهدي كروبي و سوابق شناخته شده آنها نظري افكنده شود!
4- در آموزههاي عمليات رواني، شايعه برخاسته از منبع سياه در حد يك شبنامه ارزيابي ميشود كه فاقد اثرگذاري مورد نظر شايعه سازان است، كارشناسان عمليات رواني براي جبران اين نقيصه توصيه ميكنند كه ارائه «منبع سياه» را يك «شخص حقيقي» و شناخته شده برعهده بگيرد تا نگاه مخاطب قبل از «منبع» به شخص ارائه كننده «منبع سياه» جلب شود كه اين وظيفه را مهدي كروبي برعهده گرفته است. اما، همين كارشناسان، از اين حالت با عنوان «ترفند كثيف DIRTY TRICK» ياد ميكنند و معتقدند شخصي كه مأموريت ارائه منبع سياه را برعهده ميگيرد بايد از شخصيت خود عبور كرده باشد و يا به اندازه اي كم شعور باشد كه قدرت درك پايان ماجرا را نداشته باشد، چرا كه شايعه برخاسته از منبع سياه، بسيار كم دوام است و بي اساس بودن آن خيلي زود بر ملا شده و براي شخص مفروض رسوايي برانگيز خواهد بود. بايد توجه داشت كه ميزان اين رسوايي با نوع شايعه ارتباط مستقيم دارد و هر چه شايعه مشمئز كننده تر، رسوايي حاصل از آن بيشتر... و اما دشمن در مهدي كروبي كدام ويژگي مورد لزوم براي «ترفند كثيف» را كشف كرده كه او را برگزيده است؟! آنچه به جرأت مي توان گفت اين كه؛ كروبي طي چندماه اخير به يكي از سهل الوصول ترين شخصيتهاي مورد نياز براي دشمنان ايران اسلامي و مردم شريف آن تبديل شده و به قول وزير آن پادشاه، ارزان شده است كه ارزان خريده ميشود
-5چرا كروبي نامه مورد اشاره را خطاب به آقاي هاشمي نوشته است؟ اين نامه، مطابق معمول و به روش جاري و معقول بايد خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه نوشته ميشد. ولي تهيه كنندگان نامه كذايي ميدانستهاند كه نامهنگاري به قوه قضائيه و درخواست بررسي از اين قوه الزاماً بايستي با ارائه سند، دليل و يا شواهد و قرائني همراه باشد و دست كروبي- بخوانيد تهيهكنندگان اصلي نامه- از اين اسناد و شواهد خالي است. و اساساً هدف از ارسال نامه ياد شده، شايعه پردازي و فضاسازي براي سوءاستفاده دشمنان بيروني بوده است و چنانچه كروبي اين نامه را براي آيت الله شاهرودي ميفرستاد، ايشان بلافاصله از وي درخواست سند و شاهد كرده و بررسي براي صحت و سقم اين شايعات را در دستور كار قرار ميداد. در اين حالت -مفروض- اولا؛ دست كروبي - بخوانيد دستهاي پنهان در پشت ماجرا- خيلي زود برملا ميشد. و ثانياً كروبي نميتوانست ادعا كند كه نامه را ابتدا به طور خصوصي براي آقاي رفسنجاني فرستاده و بعد از آن كه پاسخي نگرفته اقدام به انتشار عمومي آن كرده است! و حال آن كه مقصود اصلي نامه، سياه نمايي عليه اسلام و انقلاب و مقصد اصلي آن، رسانه ها و محافل بيگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آيت الله شاهرودي نوشته مي شد، اين مقصود و مقصد به دست نمي آمد، چرا كه ارزشي بيشتر از يك ترفند نداشت. دقيقاً مانند اين كه، شخصي با ارسال نامه به يكي از مسئولان غيرقضايي و غيرامنيتي ادعا كند «برخي از افراد و كساني كه قبلاً در كشور مسئوليت داشته اند، خبر داده اند كه مهدي كروبي تعدادي از جوانان را به بهانه اشتغال به يك خانه تيمي متعلق به حزب اعتمادملي كشانده و سپس به طرز فجيعي آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسئول بخواهد كه «صحت و سقم اين اخبار را بررسي كند»! و سپس اين نامه را براي راديوهاي بي بي سي، آمريكا، اسرائيل و سايت خبري بهاييها و... بفرستد. اين حالت با آنچه مهدي كروبي نوشته است چه تفاوتي دارد؟! هيچ! و از نظر قضايي و حقوقي چه ارزشي دارد؟ باز هم؛ هيچ!!... پس «اي هيچ براي هيچ بيهوده مپيچ»!
6- اگرچه مهدي كروبي براي بسياري از اطرافيان خود نيز قدر و منزلتي ندارد تا آنجا كه مسئول ستاد انتخاباتي وي، پاي صندوق راي، برگه راي خود را به همه نشان ميدهد تا بدانند او آنقدر كم هوش و كودن نيست كه به كروبي راي بدهد! ولي مردم براي قدر و منزلت انقلاب و نظام اسلامي خود ارزش فراواني قائلند و اجازه نمي دهند افرادي مثل مهدي كروبي براي خوشامد عوامل سيا و موساد، با حيثيت آنها بازي كند! بنابراين وظيفه قطعي و غيرقابل ترديد دستگاه قضايي آن است كه مهدي كروبي را احضار كرده و از او براي اتهامي كه وارد كرده است دليل و سند بخواهد و اگر دليل و سندي ارائه داد كه ماجرا با جديت و بدون اغماض پي گيري شود. و اگر دليل و سندي ارائه نكرد- كه ندارد و نمي كند- او را بدون كمترين ملاحظهاي مجازات كنند. بديهي است كه در اين زمينه بايد به قول حضرت امام(ره) نگاه حكومتي داشت و جرم انجام شده را عادي تلقي نكرد.
حسين شريعتمداري
انتقاد شديد ميرحسين موسوي از اهانت كيهان به شيخ اصلاحات :آمريكا هم به اندازه اينها نميتواند به ايران ضربه بزند
صبح امروز (چهارشنبه) اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات با دكتر زهرا رهنورد و مهندس ميرحسين موسوي ديدار داشتند و نظرات و پيشنهادات خود را در مورد وضعيت كنوني كشور و هرچه پربارتر شدن حركت مردم مطرح كردند.
در اين ديدار، مهندس موسوي با گراميداشت ياد تعدادي از اعضاي اين شورا كه در زندان به سر ميبرند، گفت: آنچه امروز در زندانها ميگذرد، به خوبي نشاندهنده ضرورت يك اصلاح عميق در كشور است.
وي با اشاره به اينكه هيچ يك از نيروهاي دلسوز انقلاب نميخواستند اين حوادث روي دهد و بدتر آن با دروغهاي پي در پي توجيه شود، گفت: بزرگترين دروغ آن است كه خواست طبيعي مردم براي اصلاح را به بيگانگان نسبت دهند. وي با تأكيد بر سوء ظن مردم كشورمان نسبت به نيات بيگانگان، افزود: مردم خواهان طرح خواستهها و اعتراضات خود در جوي آرام و عاري از تشنج بوده و هستند و آن كساني كه با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونين كردند، به منافع بيگانگان خدمت ميكنند.
ميرحسين موسوي با اشاره به موج سنگين تبليغاتي عليه خواسته به حق مردم، گفت: يك اراده سياسي ميخواهد خواست طبيعي مردم را به بيگانگان پيوند دهد و با به راه انداختن جنگ رواني - تبليغاتي حركت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بيگانه و يا دخالت آنان معرفي كند؛ حال آن كه وقتي دقت ميكنيم، ميبينيم طي دو ماه اخير هيچ كس به اندازه خود آنان به منافع بيگانگان خدمت نكرده است.
منتخب واقعي مردم در دهمين دوره رياست جمهوري در همين رابطه و با اشاره به دادگاههاي نمايشي اخير اظهار داشت: آيا حركت اعتراضي مردم كه بر پايه گفتماني در چارچوبه قانون اساسي استوار است و با شعارهاي برگرفته از شعارهاي انقلاب شكل گرفته در جهت منافع بيگانگان است يا برگزاري دادگاههاي نمايشي كه در آن منافقين منفور را در كنار فرزندان و شخصيتهاي انقلاب مينشانند. كدام يك به نفع آمريكا و انگليس است؟
مهندس موسوي در ادامه سخنان خود با اشاره به رواج تهمت در صدا و سيما گفت: آيا آمريكا ترجيح ميدهد صدا و سيماي ما يك رسانه منصف و مورد اطمينان باشد يا با دروغگوييهاي پي در پي اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آيا كساني كه باعث شدهاند مردم براي گرفتن خبر به رسانههاي خارجي مراجعه كنند، به دنبال منافع بيگانگان هستند يا كساني كه ميگويند رسانه ملي بيطرف باشد و اخبار را شفاف بيان كند؟ آيا اگر آمريكا تمام قدرتش را بسيج ميكرد، ميتوانست به اندازه اتفاقاتي كه در زندانها افتاده است، به كشور و انقلاب لطمه بزند؟ آيا روزنامه كيهان كه قشر فرهيخته و روشنفكر را مقابل نظام قرار ميدهد يك جريان همسو با بيگانگان نيست كه همطراز منافقين با نظام دشمني ميكند و در جهت منافع آمريكا و انگلستان گام برميدارد؟ آيا اهانت به آقاي كروبي كه توان بسيج جمعهاي مؤمن و دلسوز به نظام و كشور را دارد، خدمت به منافع بيگانه نيست؟
مهندس ميرحسين موسوي در اين نشست با تجليل از چهرهها و فعالين سياسي در بند به خصوص اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات، براي آزادي آنان از بند دعا كرد
محال است بگذارم از اينجا بري - آنچه ميخوانيد واقعيت است نه حكايت
دوشنبه 12 مرداد سال 1388 . ساعاتي پس ازمراسم تنفيذ احمدي نژاد ، خيابان ولي عصر واكيپ هاي ضد شورش و لباس شخصي ها مستقر ؛ و حضور مشهود مردم در پياده روها. با من به تماشا بياييد:
زني دست بچه سه چهارساله اش در دست از عرض ميدان ولي عصر با عجله عبور مي كند با نگاه به وانت هاي مشكي لندكروز مملو از نيروهاي ضد شورش كه به سرعت ميدان را دور مي زند مادر مي گويد :بالا تظاهراته دارند ميرن .
جمعيت از پياده رو غربي خيابان ولي عصر از ونك به سمت جنوب سرازير مي شود فشردگي جمعيت خودروهاي عبوري را به تشويقشان وا مي دارد بوق ممتد انگشت هاي بلند شده مردم را به همراه دارد . جمعيت كه پيوسته مي شود تظاهرات شكل مي گيرد. كاركنان بيمارستان ها فروشگاه ها و ساختمان هاي مسير نگاه تحسين آميز و تشويق آميزي دارند. سرنشينان خودروها علامت پيروزي را از شيشه ها نثار جمعيت مي كنند. موتور سيكلت هاي قرمز رنگ با كلاه خود و باتوم از راه مي رسند جمعيت را بي محابا به باد كتك مي گيرند فريادهاي اعتراض به خصوص از جانب زنان فضا را مي شكند جمعيت به همه سو گريز مي زند شليك ممتد گاز اشك آور همه را به سرفه واشك وا مي دارد. با بي رحمي تمام به داخل ساختمان هايي كه مردم پناه برده اند چندين گلوله گاز اشك آورشليك مي شود. پلاك هاي خودروهايي را كه معترضانه بوق ميزنند مي كنند. چندين جوان بي باكانه موتور سيكلت لباس شخصي را كه پلاك را كنده اند دنبال مي كنندو آن ها سراسيمه پا به فرار مي گذارند. نيروهاي سركوب مستاصل به هر سويي هجوم مي برند نقطه اي را پراكنده مي كنند چند ده متر بالاتر يا پايين تر دوباره مردم تجمع كرده و شعار مي دهند مردم به راحتي حاضر نيستند خيابان را ترك كنند دست و كمر و پاي عده اي مصدوم زخمي شده ولي مانع ادامه راه پيمايي مردم به سمت جنوب (ميدان ولي عصر )نمي شود.
در اين لحظه چند زن از پيادهرو وارد خيابان شدند و خود را به زير دست وپاي مامورين مياندازند تا سدي باشند در مقابل ضربات باتوم. زني ميانسال كه دهانبندي بر صورت داشت دست در گردن پسر انداخت و سعي ميكرد او را به سمت پيادهرو بكشاند تا از چنگ گارديها رهايي بيابد. يكي از گارديهاي ورزيده و درشت اندام، چنگ بر گردن زن انداخته او را از زمين ميكَنَد و به داخل جوي آب پرت ميكند.
زن جوان ديگري پريشان و گريان و با فريادهاي جگر خراش به كمك او شتابيد و خود را به سرو گردن مامور معترض آويزان ميكند. زنان و مردان ديگر به هم ميگويند برويم كمك مادرش و نگذاريم گارديها پسرش را به زندان ببرند. در همين حين جوان برهنه را مامورين به سمت شمال خيابان ميكشيدند و بعد از سوار كردن او به ترك يكي از موتورسيكلتها، دستانش را از پشت با دستبند پلاستيكي بستند. بلافاصله يكي از افراد لباس شخصي به پشت موتور ميپرد و در پشت پسر جوان مينشيند تا مانع رهايي او از سوي زناني شود كه بطرف موتور سيكلت هجوم آورده بودند. پيش از رسيدن مردم موتور سيكلت حركت ميكند اما در عوض، گروهي از زنان به همراه چند مرد، فرمانده نيروها را محاصره ميكنند و مانع حركت و پيوستن او به ديگر نيروهايش ميگردند.
از آنسوي، چند زني كه از سمت شمالي به طرف جنوب ميآمدند و از دور نظارهگر فريادهاي خشمآگين زنان بودند، همراه با مادر پسر و چند زن ديگر به وسط خيابان دويدند و راه حركت را بر موتور سيكلتها ميبندند. موتورها در نقطهاي متوقف ميگردند كه جمعيت حاضر در پيادهروي شرقي، بهطور دقيق ميتوانستند چهره وحشتزده جوان و تن كبود و عريانش را از نزديك ببينند. وقتي نگاه غمگين و ملتمسانه جوان با جمعيت حاضر در پيادهروي شرقي تلاقي نمود، همه متأثر شدند. در اين لحظه زني ميانسال مردم را تشويق ميكند كه بجنبيد، آزادش كنيد و الا فردا بايد جسدش را از سردخانه تحويل بگيريم!
حالا زنان زيادي فرمانده را در محاصره گرفتهاند و مردي ميانسال خطاب به فرمانده مي گويد بايد آزادش كنيد! بايد آزادش كنيد. نميگذاريم او را ببريد مگر چه كرده؟ در پياده رو راهپيمايي كرده؟ به چه حقي ميزنيدش؟ با فشارهاي همه سويه ومتحد مردم و جمع شدن گروه بيشتري از زنان كه يكريز جيغ و فرياد ميكشيدند، فرمانده سست ميشود. حتي زني كه مصر است به هر قيمتي مانع بازداشت جوان بيگناه گردد، زانو بر زمين ميزند، پاهاي فرمانده را محكم ميگيرد و جيغكشان ميگويد: محال است بذارم از اينجا بري! بايد آزادش كني!
اين صحنه مقاومت شكوهمند و همدردي بينظير انسانها نسبت به هم، اشك شوق در چشمان بسياري نشاند. بالاخره جوان آزاد شد و دستش در دستان زنان و مادران به پياده رو آورده شد .
جمعيت يك صدا دست زدند و هورا كشيدند چند زن به سمت مادرش رفته و او را غرق بوسه كردند او خيس عرق و خسته از پيكاري نيم ساعته آرام بر سكوي ديواره پارك ساعي نشست و وقتي تعريف و تمجيد تشويقآميز مردم را كه دورش جمع شده و از فداكاري مادرانهاش ميگفتند، فروتنانه گفت: من مادرش نيستم
گفتگوی روزانه محسن سازگارا پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸
برای دریافت فایل های صوتی کم حجم و مطالب دیگر این سایت با ایمیل، در گروه گوگل محسن سازگارا مشترک شوید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در باره اشتراک و پیوستن به گروه گوگل [ اينجا ] را کلیک کنید
فایل صوتی کم حجم برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090813_Audio_wma.zip
فایل صوتی ام پی تری برای دانلود:
MP3 32kbps
Mohsen_Sazegara_20090813_Audio32_mp3.zip
فایل تصویری کم حجم 3gp برای دانلود:
Mohsen_Sazegara_20090813_Video_3gp.zip
یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=wmo1wmT5CXs
سلام
پنجشنبه ۲۲ امرداد ۱۳۸۸ و ۱۳ آگوست ۲۰۰۹ میلادی
من ابتدا یک سؤالی رو جواب بدم؛ سؤال بزرگیست که قبلاً هم وعده کردم مفصل بگم و دارم تهیه میکنم، اما بازهم باید اشاره بکنم. یک دوستی پرسیده که «ما خُوب میریم، تظاهرات میریم، نماز جمعه میریم و کارهای دیگهای که توی این مدت بوده کردیم؛ اما آخرش چجوری پیروز میشیم؟ آخرش چجوری اینها سرنگون میشند؟» من فیالجمله باید بگم همون مسیر سهگانهای رو که ترسیم کردیم، یعنی تقویت اتحاد و یکپارچگی و مقاومت مردم در آکسیونهای عمومی، فرسایش دادن کودتاچیها و بعد فلجسازیشون؛ این مسیر میره و در انتها حکومت کودتا رو پایین میآره. اما چجوری این اتفاق میافته: فرض کنید در مسیر فرسایش که الان فقط دوماه از عمر جنبش ما داره میگذره، شکافهایی که توشون ایجاد میشه، درگیریهایی که ایجاد میشه، کشمکشهایی که ایجاد میشه، ناتوانیهایی که برای حکومت ایجاد میکنیم ما، مثل اینکه تحریم میکنیم کالاهای کودتاچیها مثل سیگار و مواد مخدر که به عنوان اولین قدم دیشب مطرح کردیم و کالاهای دیگه، تضعیفشون میکنیم؛ دستگاههاشون رو باهاشون همکاری نمیکنیم؛
ما الان در یک نهضت مقاومتی به سر میبریم، یک جنبش سبز بزرگی که میخواهیم که نگذاریم یک اقلیت کودتاچی و سرکوبگر به کمک خارجی، مملکتمون رو بگیره. بنابراین مجازیم که دستگاههای اونها رو صلحآمیز و بدون خشونت و درگیری، درواقع بتونیم مختل کنیم؛ که نشون بدیم نمیتوانند در کشور حکومت کنند و همهٔ این مسیرهای فرسایشی که حالا بحث مفصلش رو بعداً میکنیم، ما رو آماده میکنه به اینکه شروع کنیم به همکاری نکردن، سر کار نرفتن، اعتصاب ایتالیایی کردن، آروم آروم درواقع مصرف نکردن کالاهایی که صحبت شد، نپرداختن قبضهای آب و برق و تلفن و گاز و مالیات و غیره وغیره، تا اون توانمندی رو پیدا کنیم که برسیم به فلج کردن و اعتصابات سراسری. الان زوده؛ هنوز جنبش یک مدت دیگهای کار داره؛ ولی بچهای که به دنیا اومده، آروم آروم داره رشدِ خودش رو میکنه. باید تاکتیکپذیر بشیم؛ یاد بگیریم یک جاهایی یک کارهایی رو میکنیم، یک جاهایی یک کارهایی رو نمیکنیم. آروم آروم که تشکیلات مناسبمون هم در سراسر کشور به وجود میآد، که شروع کردیم به این کار و تواناییهامون بالا میره، اونجا اونوقت مطمئن باشید که به راحتی میتونیم کمرشون رو بشکنیم.
این رو هم بگم، قبلاً هم عرض کردم که ما گسترشمون در طبقات جدید، گسترشمون در آکسیونهای جدید و نوآوریهایی که داریم و گسترش جغرافیایی، سه حوزهایست که جنبش باید رشد بکنه و به تدریج که داره در این سه حوزه رشد میکنه، تشکیلات متحدتر، منسجمتر و تاکتیکپذیری پیدا بکنه؛ این اون مسیر قدرتیست که پیدا میکنیم. حالا که گسترش جغرافیایی رو مطرح کردم که انصافاً اولویت یکِ یکِ یکمون هم هست الان، باز دو نکته رو عرض بکنم: یکی بچههای دانشگاه آزاد وظیفهٔ سنگینی دارند؛ برای اینکه به تدریج که به اول مهر نزدیک میشیم، اونها هستند که به تمام شهرهای کشور میرند؛ میتونند برند؛ چه اهل اون شهر هستند، چه از جای دیگهای هستند؛ ارتباطرسانیِ درون خودشون رو باید توسعه بدند بچههای دانشگاه آزاد و وقتی میرند سر کلاس، همدیگه رو میبینند، از هم نیرو بگیرند؛ قول و قراشون رو بگذارند و بتونند که در تمام شهرها حضور داشته باشند و نکتهٔ دوم از من خواستند که بچههای کردستان رو اسم بیارم که امروز توی برنامهٔ VOA هم من شب گذشته اسم آوردم؛ واقعاً مظلومترینِ مظلومهای کشورمون هستند و این رو به شهرهای دیگه میگم: هر بلایی، هرجای کشور، سر هر شهری میآرند، باور کنید پنج برابرش رو به سر بچههای کردستان آوردند و میآورند و قهرمانانه مقاومت کردند. همینطور هم بچههای تبریز خواستند از من که من بگم که سال ۸۵ در حقشون ظلم شد، سر اون کاریکاتور و هیچ کس به دادشون نرسید و راست هم میگن؛ من از خودم شروع کنم که متوجه نبودم چه ظلمی در حق بچههای تبریز و آذربایجان داره میشه. بچههای بروجرد هم از من خواستند اسم بیارم و استان لرستان کلاً و کارهایی که کردند و شهرهای مختلف.
بنابراین ما هم در نمازجمعه، صرفنظر از اینکه در تهران آقای رفسنجانی بیاد یا نه، که ازش دعوت هم شده و یا رئیسجمهور منتخبمون بتونه بیاد یا نه، چون میدونیم زیر فشاره و در حصر خانگیه، اما او رو در کنار خودمون میبینیم، همیشه ما نمازجمعه رو در تهران و تمام شهرهای کشور، آروم شرکت میکنیم. اگر خطر داره در محوطهٔ اصلی نماز جمعه بریم، نمیریم؛ بیرونتر میایستیم. اگر کسی مسئله داره که پشت سر اون امام جماعت نماز بخونه، هیچ اشکالی نداره؛ در شیعه نماز جمعه واجب نیست، تخییریه و در سایر مذاهب هم وقتی امام جماعت رو قبول نداریم، نماز خوندن جایز نیست؛ بنابراین میتونید برگردید منزل، نمازتون رو اعاده کنید یا اصلاً برگردید منزل نماز بخونید. با کفش اگر وایستید نماز بخونید، چون جونتون در خطره، نهفقط اشکالی نداره، بلکه واجبه کفشتون رو در نیارید. اگر پسر دختر کنار هم قرار بگیرند، هیچ اشکالی نداره؛ آقای خمینی در پاریس این رو گفت
حذف جمله "اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خداست "توسط ایرنا و رجانیوز
نوازنده دو ساله ای که فوت کرده و در خارج از کشور زندگی می کند امروز در تالار وحدت اجرا داشت
۲۸ مرداد، از کودتا تا کودتا: به یاد آوریم و فریاد آوریم دوباره هرگز
حمایت روشنفکران جهان از جنبش سبز ایران
پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بیست و دوم خرداد و رویدادهای بعد از آن، اکبرگنجی طی نامهای به دبیرکل سازمان ملل متحد، ضمن توضیح کوتاهی پیرامون آن حوادث، شش درخواست مشخص را مطرح کرد. در طول یک ماه، ۲۶۵ تن از بزرگترین روشنفکران جهان ـ چون یورگن هابرماس، مارتا نسبام، چارلز تیلور، نوام چامسکی ،جوز راموز هورتا (برندهی جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۹۶)، نادین گوردیمر (برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۱)، اورهان پاموک (برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۶)، ماریو وارگاس یوسا (رماننویس مشهور پرویی)، رابرت بلا، شیلابن حبیب، کورنل وست، هیلری پتنام، بنجامین باربر، هاوارد زین، مایکل والزر، طلال اسد، خوزه کازوناوا، نانسی فریزر، مارشال برمن، جوشوا کوهن ، فیلیپ پتیت، ریچارد جی برنشتاین ـ با تأیید محتوای این نامه، آن را امضاء کردند تا در اختیار دبیرکل سازمان ملل متحد قرار گیرد. متن کامل نامه و امضاهای نامه به شرح زیر است:
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد
جناب آقای بان کی مون
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی به دلایل گوناگون آزاد، رقابتی و منصفانه نیست و هرگز به انتقال واقعی قدرت در ساختار سیاسی ایران نمی انجامد، زیرا:
مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی ایران، اکثریت قدرت و اختیارات در دست رهبر و نهادهای تحت امر اوست. و مطابق اصل ۵۷ قاونون اساسی قوای سه گانه، یعنی قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضائیه، «زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت» (رهبر) قرار دارد. مردم ایران فقط در سه حوزه، یعنی ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و شورای شهر، حقّ رأی دادن دارند. اما در همین سه حوزه هم حتّی اگر نمایندگان مردم در انتخاباتی رقابتی و منصفانه برگزیده شوند، باز هم نمیتوانند نقش مهّمی در تغییر و اصلاح امور کشور داشته باشند، زیرا نهادهای انتصابی که مستقیماً تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی عمل میکنند، یعنی شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، و شورای عالی انقلاب فرهنگی، میتوانند سدّ راه نهادهای انتخابی شوند، و اقدامات اصلاحی آن نهادها را خنثی کنند.
نکته مهم آن است که اختیارات واقعی رهبر در مقام عمل حتّی از اختیارات قانونی او در متن قانون اساسی هم بیشتر است، زیرا مطابق اصل ۹۸ قانون اساسی ایران، تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است که خود منصوب رهبر است. شورای نگهبان اختیارات رهبر را به آنچه در متن قانون اساسی آمده است محدود نمی داند، و مدعی است که دایره اختیارات رهبرجمهوری اسلامی هیچ محدودیتی ندارد.
انتخابات ایران در چارچوب این محدودیتهای تنگ برگزار میشود. تازه در این چارچوب تنگ مخالفان سیاسی حق کاندیدا شدن ندارند، و فقط کسانی می توانند کاندیدا شوند که به اسلام، قانون اساسی، و ولایت مطلقه فقیه اعتقاد و التزام عملی دارند. شورای نگهبان در انتخابات مجلس کنونی حدود ۲۰۰۰ تن از داوطلبانی واجد شرایط را رد صلاحیت کرد و به آنان اجازه شرکت در انتخابات را نداد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز شورای نگهبان صلاحیت ۴۷۱ نفر را رد کرد و فقط صلاحیت چهار تن را که طی سه دهه گذشته از مسئولان اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده اند، تأیید کرد. و از میان این چهار تن، رهبر جمهوری اسلامی در نماز جمعه ۱۹ ژوئن در تهران ، صریحاً اذعان کرد که نظرات او به یکی از کاندیداها، یعنی محمود احمدی نژاد، نزدیکتر است.
انتخابات روز ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ با مشارکت ۸۰ درصد مردم ایران و در همین چارچوب رقابتی تنگ و از پیش گزینش شده برگزار شد. اما متأسفانه همین آزادی محدود نیز در انتخابات اخیر عملاً نادیده گرفته شد، و محمود احمدینژاد رسماً برنده این انتخابات اعلام گردید. اکثریت مردم ایران اعتقاد دارند که رأی آنها در این انتخابات خوانده نشده است. مردم ایران در سراسر کشور در اعتراض به این تخلفات انتخاباتی که نقض آشکار حق آنها در تعیین سرنوشتشان است به شیوهای بسیار مسالمت آمیز دست به اعتراضهای گسترده و آرام زدهاند.
متأسفانه دولت جمهوری اسلامی در رویارویی با این اعتراضات آرام و متمدنانه با خشونت به سرکوب گسترده مردم اقدام کرده است، و در این میان شماری از مردم بیگناه، و خصوصاً دانشجویان دانشگاههای سراسر ایران را توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی خود به خاک و خون کشیده است، شمار زیادی از فعالان سیاسی و مدنی را در سراسر ایران به نحو غیرقانونی بازداشت کرده است، و همزمان تمام شبکههای ارتباطی کشور را مختل کرده، و فعالیت خبرنگاران و ناظران بیطرف بینالمللی را در ایران بهشدّت محدود ساخته است. ما روشنفکران، فعالان سیاسی و مدافعان حقوق و آزادی های دموکراتیک از جنابعالی درخواست می کنیم اعتراض گسترده مردم ایران را مورد توجه قرار دهید و نسبت به احقاق حقوق قانونی و دموکراتیک آنها اقدامات عاجل زیر را به عمل آورید:
۱. تشکیل یک کمیتهی بینالمللی حقیقتیاب به منظور بررسی فرآیند رأیگیری، شمارش آرا و اعلام نتایج موارد تقلب و دستکاری در آرای مردم.
۲. اعمال فشار به دولت ایران جهت ابطال انتخابات تقلبی و برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه زیر نظر سازمان ملل متحد.
۳. اعمال فشار به دولت ایران جهت آزادی کلیه زندانیان اعتراض های اخیر.
۴. اعمال فشار به دولت ایران جهت رفع توقیف از رسانههای تعطیل شده در روزهای اخیر، و به رسمیت شناختن حق مردم ایران در زمینه آزادی اظهار نظر و اعتراض مسالمت آمیز به نتایج انتخابات اخیر.
۵. اعمال فشار به دولت ایران جهت ممانعت از هرگونه سرکوب و اعمال خشونت علیه مردم ایران.
۶. به رسمیت نشناختن دولت کودتایی احمدی نژاد و عدم همکاری با آن از سوی تمامی دولتها و مجامع بینالمللی.
امضا کنندگان
1. Akbar Ganji, journalist
2. Jürgen Habermas (J.W.Goethe Universitaet, Frankfurt)
3. Noam Chomsky, MIT
4. Charles Taylor, McGill University
5. Martha Nussbaum, University of Chicago
6. Jose Ramos-Horta, (Recipient of the Nobel Peace Prize, 1996)
7. Orhan Pamuk, (Recipient of the Nobel Prize for Literature, 2006)
8. Nadine Gordimer, (Recipient of the Nobel Prize for Literature, 1991)
9. Mario Vargas Llosa (Novelist, Peru)
10. Robert Bellah, UC-Berkeley
11. Seyla Benhabib, Yale University
12. Cornel West, Princeton University
13. Hilary Putnam, Harvard University
14. Benjamin Barber, Senior Fellow, Demos
15. Craig Calhoun, Social Science Research Council
16. Howard Zinn, Boston University
17. John Esposito, Georgetown University
18. Michael Walzer, Princeton University
19. Adam Michnik, essayist, Poland
20. Ahmad Rashid, journalist, Pakistan
21. Talal Asad, City University of New York
22. Jose Casanova, Georgetown University
23. Joel Rogers, UW-Madison
24. Todd Gitlin, Columbia University
25. Ira Katznelson, Columbia University
26. Nancy Fraser, New School University
27. Marshall Berman, City University of New York
28. Joshua Cohen, Stanford University
29. Philip Pettit, Princeton University
30. Jane Mansbridge, Harvard University
31. Richard J. Bernstein, New School University
32. Jean-Francois Julliard, Secretary General, Reporters Without Borders
33. Frank Cunningham, University of Toronto, FRSC
34. Nancy L. Rosenblum, Harvard University
35. Stanley Aronowitz, Graduate Center, City University of New York
36. Ashis Nandy, Center for Developing Studies, India
37. Nasr Hamed Abu Zayd, University of Humanistics
38. David Held, London School of Economics
39. Steven Pinker, Harvard University
40. Jerome Kagan, Harvard University
41. Rebecca Newberger Goldstein, Harvard University
42. Adam Habib, University of Johannesburg
43. Gayatri Reddy, University of Illinois at Chicago
44. Ian Buruma, Bard College
45. Saskia Sassen, Columbia University
46. Ariel Dorfman, Duke University
47. Michael Berube, Pennsylvania State University
48. Steven Lukes, New York University
49. Mary H. Kaldor, London School of Economics
50. John Keane, University of Westminster
51. Mark Lilla, Columbia University
52. Stephen Lewis, McMaster University (Canada)
53. Anne Norton, University of Pennsylvania
54. Hent de Vries (Johns Hopkins University)
55. Tom Farer, University of Denver
56. Veena Das, Johns Hopkins University
57. Corey Brettschneider, Brown University
58. Udo Schuklenk, Queen University
59. Lucas Swaine, Dartmouth College
60. Jonathan Rosenbaum, Film Critic
61. Claus Offe, Hertie School of Governance, Berlin
62. Genevieve Fuji Johnson, Simon Fraser University
63. Alice Amsden, MIT
64. Thomas Keenan, Bard College
65. Hussein Banai, Brown University
66. Stephen Eric Bronner, Rutgers University
67. Mary Ann Tetreault, Trinity University
68. Rabbi Michael Lerner, Tikkun Magazine
69. Martin Shaw, University of Sussex
70. William R. Roff, Columbia University
71. Joanne Rappaport, Georgetown University
72.David Goldfischer, University of Denver
73. Arthur Danto, Columbia University
74. Nubar Hovsepian, Chapman College
75. Ann Elizabeth Mayer, University of Pennsylvania
76. Beverley Milton-Edwards, Queens University
77. Andrew Arato, New School University
78. Anthony Chase, Occidental College
79. Dale Eickelman, Dartmouth College
80. Roger Hamburg, Indiana University
81. William Shepard, University of Cantebury
82. Delphine Abadie, University of Montreal
83. Laury Braco, University of Montreal
84. Kamran Matin, University of Sussex
85. Christian Nadeau, University of Montreal
86. Christine Straehle, University of Montreal
87. Veronica Ponce, Marianopolis College
88. Joseph Levine, University of Massachusetts
89. John Sanbonmatsu, Worcester Polytechnic Institute
90. Massimo Rosati, University of Rome 'Tor Vergata'
91. Hasan Jashari, SEE University
92. Mujeeb Khan, UC Berkeley
93. Margaret Scott, New York University
94. Joy Tong Kooi Chin, National University of Singapore
95. Susan Moeller, University of Maryland
96. Avideh Mayville, American University
97. Alistair M. Macleod, Queen’s University
98. Carol Gould, Temple University
99. Louise Antony, University of Massachusetts
100. Delfina Serrano, ILC, CCHS-High Council for Scientific Research, Madrid
101. Dr. Peter Admirand, The Irish School of Ecumenics, Trinity College Dublin
102. Laura Santos, University of Minho, Portugal
103. Kwadwo Appiagyei-Atua, University of Ghana
104. Martin Blanchard, Université de Montréal
105. Patrick Turmel, Universite de Laval.
106. Elizabeth Shackman Hurd, Northwestern University
107. Chung Ryoa, University of Montreal
108. Awad Halabi, Wright State University
109. David Schweickart, Loyola University Chicago
110. Norman Birnbaum, Georgetown University
111. David Ingram, Loyola University
112. Fazal Khan, University of Georgia School of Law
113. Madhavi Sunder, University of California, Davis
114. Sophie-Jan Arrien, Univesity of Laval
115. José Portela, Instituto Politecnico de Viana do Castelo, Portugal
116. Lise Sedrez, California State University, Long Beach
117. Kurt Jacobs, University of Massachusetts, Boston
118. Dominic Martin, University of Montreal
119. Devdatt Dubhashi, Chalmers University
120. Charles Butterworth, University of Maryland
121. B. Chandrasekaran, Ohio State University
122. Sohrab Behdad, Denison University
123. Nissim Mannathukkaren, Dalhousie University
124. Henrik Jeldtoft Jensen, Imperial College London
125. Marilena di Mucchianico, London School of Economics
126. Joana Baguenier, University of Minho, Portugal
127. William A. Graham, Harvard University
128. Catherine Lu, McGill University
129. Mariano Torcal, Universidad Pompeu Fabra in Barcelona
130. Daniel Brumberg, Georgetown University
131. José Portela, Instituto Politecnico de Viana do Castelo, Portugal
132. Kathleen Howard Sutherland, Bowling Green State University
133. Jesse Lemisch, City University of New York
134. Stephen Zunes, University of San Francisco
135. Pauline Artemenko, University of Sorbonne
136. Michael Urban, University of California, Santa Cruz
137. Thomas Scanlon, Harvard University
138. Matthew Evangilista, Cornell University
139. Arien Mack, New School University
140. Brendan Simms, Cambridge University
141. Alan Bundy, University of Edinburgh
142. Jeroen Gunning, University of Aberystwyth
143. Wai Chee Dimock, Yale University
144. Kathy Kelly, Voices for Creative Nonviolence
145. Lewis Gropp, editor Qantara.de
146. Andrei Codescu, Louisiana State University
147. Leslie Sklair, London School of Economics and Political Science
148. Simon Critchley, New School University
149. Dr. Byron Miller, University of Calgary, Canada
150. Dr. Liza McCoy, University of Calgary, Canada
151. Dr. Tom Langford, University of Calgary, Canada
152. Dr. Gillian Ranson, University of Calgary, Canada
153. Timur Kuran, Duke University
154. Astrid M. O’Brien, Fordham University
155. Susan Buck-Morss, Cornell University
156. Leslie Miller, University of Calgary
157. Martin Beck Matuštík, Arizona State University
158. Claudio Lomnitz, Columbia University
159. Danny Postel, writer
160. Sandra Bartky, University of Illinois at Chicago
161. David Burrell, University of Notre Dame
162. Baber Johansen, Harvard University
163. Micheline Ishay, University of Denver
164. Ronald F. Thiemann, Harvard University
165. John Owens, University of Westminster
166. Ronald Beiner, University of Toronto
167. Andrew Norris, University of California, Santa Barbara
168. Jenny White, Boston University
169. Thomas McCarthy, Northwestern University
170. Ophelia Benson, Butterflies and Wheels
171. Richard Tapper, University of London
172. Michael Perry, Emory Law School
173. Volker Kaul, University of Salerno, Italy
174. Andrew Murphy, Rutgers University
175. Anne McClintock, University of Wisconsin, Madison
176. Rob Nixon, University of Wisconsin, Madison
177. Augustus Richard Norton, Boston University
178. Theresa M. Kelley, University of Wisconsin, Madison
179. Tejumola Olaniyan, Univesity of Wisconsin, Madison
180. Todd Shepard, Johns Hopkins University
181. Steven Fish, University of California, Berkeley
182. Matthias Riedl, Central European University
183. Tine Stein, Social Science Research Center/Berlin
184. Rogers M. Smith, University of Pennsylvania
185. Alia Hogben, Canadian Council for Muslim Women
186. Libby Newman, University of Pittsburgh
187. Charles Perrow, Yale University
188. E. Valentine Daniel, Columbia University
189. Antonia Grunenberg, University of Oldenburg
190. Gayatri Reddy, University of Illinois at Chicago
191. Alexander Welsh, Yale University
192. Robert W. Mitchell, Eastern Kentucky University
193. Irwin Redlener, Columbia University
194. M. Norton Wise, University of California, Los Angeles
195. Stanley Rachman, University of British Columbia.
196. Paul Ekman, Professor Emeritus, UCSF
197. Gary Giroux, Texas A&M University
198. Merle Goldman, Boston University
199. Michel Bonnin, Ecole des Hautes Etudes en Sciences Sociales
200. Katayoun Chamany, New School University
201. Arlie Russell Hochschild, University of California, Berkeley
202. Robert Grant, University of Glasgow
203. John Dupré, University of Exeter
204. Gyorgy Markus, The University of Sydney
205. Maria R. Markus, University of New South Wales
206. Dana Villa, University of Notre Dame
207. Jean-Philippe Béja, CNRS-CERI Sciences-Po, Paris
208. Anne-Marie Roviello, Université Libre de Bruxelles
209. W. Richard Scott, Stanford University
210. Lionel Tiger, Rutgers University
211. Theodore M Porter, University of California, Los Angeles
212. Radoslaw Rybkowski, Jagiellonian University
213. Jean-François Huchet, French Centre for Research on Contemporary China
214. Ruth Chang, Rutgers University
215. Jacek Debiec, New York University
216. Cathy Schneider, American University
217. Robert L. Park, University of Maryland
218. Peter Galison, Harvard University
219. Annabelle Lever, London School of Economics
220. Carlos Dews, John Cabot University
221. Benno Torgler, Queensland University of Technology
222. Nick Humphrey, London School of Economics
223. Katerina Naumenko, Moscow State Institute of International Relations
224. Etienne Tassin, University of Paris Diderot
225. Paul Jobin, University of Paris Diderot
226. Meredeth Turshen, Rutgers University
227. Martine Leibovici, University of Paris Diderot
228. Matthew Rabin, UC-Berkeley
229. Wendy Doniger, University of Chicago
230. Jeff McMahan, Rutgers University
231. Marcello Antosh, Rutgers University
232. Evan M. Daniel, New School for Social Research
233. Eva Hoffman, writer
234. Paul Nicholson, Parsons The New School for Design
235. Mark Dow, writer
236. Claudia Bedrick, Publisher, Enchanted Lion Books
237. Dina Khapaeva, Smonly College
238. Tammy Ha, The New School University
239. Peter Holslin, writer
240. Emily Bills, New School University
241. Katie Davis, Harvard University
242. Alexandra Chasin, Lang College
243. Heine A. Holmen, University of Oslo
244. Renata Salecl, University of Ljubljana
245. Mona Ali, Vassar College
246. Tiancheng Wang ,Columbia University.
247. Alexis Lycas, Ecole Pratique des Hautes Etudes
248. Rui Liu, Hefei No.6 High School, China
249. William Remley, New School for Social Research
250. Jesse Wozniak, University of Minnesota
251. Fatos Lubonja, writer and journalist
252. Anne Peretz, The Family Center
253. Michael Craig, China Rights Network
254. Holly M. Smith, Rutgers University
255. David Garland, New York University
256. Takuji Fujikawa, Nagasaki Institute of Applied Science (Japan)
257. Aizoh, Kubo, Kyoto Univesity (Japan)
258. Samuel Scheffler, New York University
259. Richard Locke, MIT
260. Susanna Siegel, Harvard University
261. Seana Shiffrin, UCLA
262. Richard Moran, Harvard University
263. Larry Diamond, Stanford University
264. Charles Parsons, Harvard University
265. David Little, Harvard University
الو حيات - یکی از نظرات خوانندگان حیات نو
همدردی شهرام ناظری با مردم ایران: تا اطلاع ثانوی هیچ گونه برنامه و کنسرتی در تهران و دیگر شهرستان ها نخواهم داشت
پخش صدای یا حسین میرحسین تماشاگران بازی ایران بوسنی از صدا و سیمای کودتا
کروبی پنج شنبه:لاریجانی و بروجردی عجله کردند نامه من در حال بررسی است
مهدی کروبی از دستور هاشمی شاهرودی برای رسیدگی به نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک خبر داد وگفت : " آقای هاشمی رفسنجانی نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسئولان منعکس شود ."
دبیرکل حزب اعتمادملی در گفت و گویی با سایت سحام نیوز در پاسخ به سوالاتی که در واکنش به انتشار نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی در کهریزیک بود دلایل نگارش چنین نامه ای را تشریح کرد . کروبی قبل از هر سخنی در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه ای مورد انتقاد واعتراض شدید خود قرار دادند گفت : " کسانی که این روزها به دنبال جوسازی ها هستند فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی سرف را هم مسئول رسیدگی به این ماجرا کنند و آنگاه شاهد ان باشند که افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده اند می آیند و شکایت خود را مطرح می کنند . البته افرادی در این هیات قرار گیرند که کسانی که مورد آزاد قرار گرفته اند و شکایتی دارند نسبت به انها اعتماد داشته باشند و مسایلی که برایشان روی داده را با انها در میان بگذارند و البته اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می کند."
وی همچنین به پرسش های کسانی جواب داد که از علت نگارش این نامه به هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان می پرسند . وی گفت : " من برای نگارش این نامه به آقای هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می کنند . از طرف دیگر خود آقای هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند . همچنین من طی هفته های گذشته نامه ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم . در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته ام و من از این حق برخودارم که به ایشان نامه ای را بنویسم البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند . همین آقایانی که امروز به آقای هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می کنند شاید از یاد برده اند که ایشان از نزدیک ترین یاران امام بوده اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنارامام نشستند و متن حکم را قرائت کردند . "
وی با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در ان مدعی شده اند کروبی نامه را زودتر از موعدی که قرار بوده منتشر کرده است، گفت : " من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه امیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند زیرا و البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود . ولیکن بیش از ده روز طول کشید که اقای هاشمی به این نامه پاسخی ندادند . البته این به معنای گلایه از آقای هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد و یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در ان قرار دارد نمی خواسته که وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می رسید این نامه را منتشر کردم . البته بعدها متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دریافت کنند و به انها منعکس شود . "
کروبی همچنین افزود : " هنگامی که این نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از استقبال کردند ، چرا که می گفتند این باعث شد تا فضا به گونه ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که یک خانم سنندجی ان را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خوداری می کنم و آقایان می توانند به سایت ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کسب کنند . "
وی افزود :" البته در همین میان کسانی هم بودند که از انتشار ان برآشقتند و قصد ان دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد . یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه های مردم را می کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می دهند ، خانواده هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می زنند ، به خانه های مردم می ریزند و به اموال آنها خساراتی وارد می کنند کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد . "
وی گفت : " چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند ان را در فضای آزاد و امن مطرح کنند . " وی خطاب به مسئولان گفت : " بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است . به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند ." وی افزود : " اخر شما فضایی ایجاد کرده اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می دادند و هیچ شکنجه ای هم روی نداده است ."
کروبی سپس تاکید کرد که باید فضای امنی در جامعه ایجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند ولیکن ابراز تاسف کرد از اینکه در فضایی که اینک شکل گرفته مردم حتی جرات نفس کشیدن هم ندارند . وی به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت : " در جامعه ای که قتل های زنجیره ای روی می دهد و مردم را می کشند و جنازه هایشان را در کنار خیابان رها می کنند ! و یا در جامعه ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و ان را در کیسه می اندازنند و کتک می زنند دیگر چطور افراد جرات ان دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند . در جامعه ای که زنی را در پاسداران با ان وضعیت به قتل می رسانند دیگر چگونه مردم احساس امنیت می کنند . " وی افزود : " متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده اند چنین مورد شکنجه قرار داده اند به طوری که من شنیده ام که افراد را در کهریزیک لخت می کردند و چهار دست و پا می نشاندند و سوار بر انها می شدند و به انها می گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید اخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و انها را لخت کرده اند و روی هم خوابانده اند و آب بر روی انها ریخته اند . حتی شنیده ام که هنگامی که افراد را شکنجه می کردند به انها می گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است ، مانند زمان قتل های زنجیره ای که به ان افراد می گفتند بگویید که من بچه مادرم نیستم ! و سپس انها را در بیان ها کتک زده و رها می کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می کنم . " وی تاکید کرد : " هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه ای زندگی می کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردمی می گیرند و سپس جنازه اش را تحویل می دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می کنید ؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می پردازید ؟ "
وی تاکید کرد : " هنگامی که حضرت علی (ع) توسط ان ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکید کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید . ولی اینک شاهد ان هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی (ع) الگوی ان قرار دارد جوانی را به خاطر انکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند و طوری برخورد می کنند که حتی برخی از انها جان می بازند . آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع) و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد ؟ "
کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت : " هیچ گاه یادم نمی رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجورد ی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی اش نمی تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند . من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند . این درحالی است که اکنون شنیده می شود که در برخی از زندان های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل می کنند . می گفتند که زندان ها کانون ادم سازی هستند ولی این طوری ادم سازی می شود که هنگامی که فردی را بازداشت می کنند به او می گویند تو را به کهریزیک می فرستیم که در آنجا ادم شوی و زندانیان سیاسی را ارازل و اوباش محسوب می کنند آخر این طوری می توان آدم سازی کرد؟"
وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند گفت : " من پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می پذیرم هرچند که این مسولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزاد قرار گرفته اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه های قرون وسطی خشکانده شود . نه انکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه می پردازنند . من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می گرفتید یا از من می خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم . آخر چطور می شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه ای تشکیل شود می گویید این ماجرا کذب محض بوده است . شما حداقل تحقیق می کردید تا ببینید این کسی که این حرف ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده اند می خواهد برای عقده گشایی چنین حرف هایی را بزند و یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف ها را زده و بعدا موضعگیری می کردید . " وی افزود : " در شرایطی که رییس مجلس که سالها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاهها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می کند دیگران افراد چطور می توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال انچه که گفته اند مورد اهانت قرار گیرند و ابرویشان نیز برود . " وی تاکید کرد : " من احساس می کنم که این موضعگیری های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زیرا این بزگواران نگران ان هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند . چرا که آقای لاریجانی نگران ان است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند . "
وی گفت : " اخر چرا فضایی ایجاد می شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می زند به او حمله می شود و می گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند."
کروبی با گلایه از قضاوت های عجولانه درباره این نامه گفت : " آخر نباید آقای لاریجانی و بروجردی این قدر شتاب زده درباره محتوی این نامه موضعگیری می کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود ، نه انکه حرف های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف های مرا پخش نکنند . بهتر بود که آقای لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به این کمیته منتقل کنم ."
کروبی با قاطعیت گفت : " من به مسئولان می گویم که هیچ گاه این فحاشی ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این حرف های درشت بسیار شنیده ام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی توانید زبان ، دست و قلم بنده را بندید . "
وی گفت : " برخی از اربابان مطبوعات به گونه ای حرف می زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش هایی می آرود و قصد دارند تا فضا به اندازه ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد . " وی افزود : " اینها همان کسانی هستند که نمی گذاشتند تا اصل ماجرای قتل های زنجیره ای برملا شود و افراد می کشتند و سپس پرونده هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می کردند و حتی به انها تهمت می زدند ."
کروبی همچنین با اشاره به محتوای این نامه ای که مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته است گفت: " مسائل مختلفی را در این نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم ولیکن در همین باره باید دو نکته را خطاب به مسئولان بگویم . " وی تاکید کرد : " در این مدت اخبار بسیاری دراین رابطه به من رسیده است و در سایت های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در این نامه پیشنهاد کردم که هرچند پذیرش مسئولیت پیگری این موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که این مسئولیت را قبول کنم تا به این موضوعات رسیدگی شود و حتی من در این نامه تاکید کرده ام که انشاءالله چنین اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد باید هرچه سریعتر رسیدگی شود و من نیز تنها قصد داشتم که در این باره به مسئولان تذکراتی را بدهم ولی نمی دونم که این تذکر بنده چرا تا این حد این آقایان را برآشفت و فحاشی کردند . "
کروبی در تکذیب سخنانی که گفته شده استنادات این نامه تلفن های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت : " من از این سخنان تعجب می کنم چرا که یک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده اند و البته تلفن هایی که در این باره به روزنامه شده است پس از انتشار این نامه بوده است وقبل از ان تماسی در این باره نشده بود . بنابراین به این آقایان می گویم که مستندات من کسانی بوده اند که نزد من آمده اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه ای را بنویسم . "
کروبی همچنین در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنیاد شهید از سوی رسانه های اصولگرای تندرو مطرح می شود گفت : " طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان دهنده این است که من پرونده ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند و بنابراین به داستان سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می پردازنند در حالیکه کسانی که بنده را می شناسند و با من همراه بوده اند همیشه از من حمایت کرده اند . " وی با اشاره به ماجرای استعفایش از بنیاد شهید گفت : " بنده در دو مرحله از ریاست بنیاد شهید استعفا دادم نخست بعد از فوت امام که حج و بنیاد شهید استعفا دادم ولی رهبری نبپذیرفت و سپس در سال 71 استعفا دادم و با اصرار من رهبری ان را قبول کردند که البته بیت امام و رهبری از جمله آیت الله محمدی گلپایگانی به خوبی در جریان این ماجرا قرار دارند . " وی در ادامه با اشاره به حمایت های خانواده شهدا از وی گفت : " خدا رو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا هنوز ارتباط خودشان را با من حفظ کرده اند و من به این آقایان پیشنهاد می کنم به جای اینکه خانواده های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسئول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می کنند . "
وی گفت : " من ازآقایان خواهش می کنم که دیگر این خانواده های معزز شهدا را که با فداکاری های آنها این نظام به پیروزی رسید و تثبیت شد را وارد این دعواهای سیاسی نکنند زیرا آنها به اندازه کافی خودشان مشکلاتی دارند و دیگر نباید انها را وارد این قضایا کرد و من مطمئن هستم که اکثر این خانواده از وضعیتی که در جامعه حاکم شده است رنج می برند . "
کروبی با اشاره به نیت کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه اندازی دعواهای سیاسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زایی در کشور متهم می کنند گفت : " نزاع بر سر این است که ا اپوزیسیون نظام هستیم ولی من این را می گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم . ما می گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از بزرگان گفته است که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از رهبری است که البته من می گویم این حرف ها دربرابر همان پول هایی که به موسسه این بزگوار سرازیر می شود . از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند . " وی تاکید کرد : " من همین جا می گویم که هیچ رییس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی و یا حتی بعدی نماینده خدا بر روی زمین نیستند و نمی دانم این چه حرف هایی است که زده می شود . " وی با ذکر داستانی گفت : " زمانی برای ناصرالدین شاه بادمجان می آورند فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می پردازد و ناصر الدین شاه نیز می خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد میگیرد و آروغ می زند در همین زمان همان فرد شروع می کند در مزمت بادمجان سخن گفتن ، که ناصرالدین شاه به وی می گوید تا حالا که تو از فواید ان سخن می گفتی حالا چه شده است که در مزمت ان حرف می زنی . ان فرد می گوید ان موقع شما از ان خوششتان می آمد و بنابراین من خوب می گفتم ولی حالا شما بدتان آمده ومن باید در مزمت بادمجان سخن گویم که شاید به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم ."
وی در ادامه به خانواده های شهدا توصیه ای داشت و گفت : " من خودم به این خانواده ها می گویم که وارد این نزاع های سیاسی نشوند . البته در این جا از آقای ضرغامی قدردانی می کنم که در برابر هتاکی به همسر شهید باکری از او دفاع کرد ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهید باکری شناخته شده نیستند که از انها دفاع شود ."
وی تاکید کرد : " من به نسل های جوان تر می گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان گذار ان امام بوده است ننویسند . چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با وفادا کاری و ایثارگری های بسیاری شکل گرفت . کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان های بعثی اسیر بودند و یا اینکه در جبهه ها شهید شدند . کسانی که در تظاهرات های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند . "
وی در نهایت تاکید کرد : " من 20 سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می کنم که این تهت و افتراها مرا از راهی که بدان اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد
http://www.kermannama.com
نامه مجمع نمایندگان ادوار مجلس به هاشمی:طبق قانون مسئولیت تمام اتفاقات برعهده رهبری است
پيگيری و اثبات تجاوز به زندانيان توسط کروبی
سازمان ملل متحد: بان کی مون به احمدی نژاد تبریک نگفته است
خبرگزاری رویترز گزارش داد، سازمان ملل می گوید نامه ای که بعد از مراسم سوگند محمود احمدی نژاد برای وی فرستاده است، حاوی پیام تبریک نبوده، بلکه این سازمان از این فرصت استفاده نموده تا بر پایداری همکاری ایران و سازمان ملل متحد تاکید کند. پیشتر اعلام شده بود که بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد پیام تبریکی به مناسبت پیروزی محمود احمدی نژاد برای وی فرستاده است. خبرگزاری رویترز، همچنین می افزاید، فرستاده ی ویژه ی ایران به سازمان ملل متحد برای اظهار نظر در این باره در دسترس نبوده است. نتیجه ی انتخابات بیست و دوم خرداد ماه، و حوادث پس از آن، موجب شده است که برخی از رهبران کشورهای غربی از فرستادن پیام تبریک به محمود احمدی نژاد خودداری کنند
مصباح یزدی برای احمدینژاد مشروعیت الهی قائل شد
در پی تحرکات اسرائیل، ایران خواستار تصویب ممنوعیت حمله به تجهیزات هسته ای خود شد
طرح برکناری خامنهای را در همه جا ترویج کنیم - ملاحسنی
بد نیست ما هم از این شیوه علیه خودشان استفاده کنیم.
من فکر میکنم با اقدام شجاعانهای که در این چند روز از سوی برخی شخصیتها و محافل سیاسی در ایران شروع شده و علنا و رسما از مجلس خبرگان خواستهاند که صلاحیت خامنهای را بررسی کنند و او را مورد بازخواست قرار دهند٬ بهتر است همه ما به اندازه ای که توانش را داریم روی این موضوع مانور بدهیم و خواهان برکناری خامنه ای شویم.
الان وقت کلی گویی و در ابهام سخن گفتن نیست. باید به صراحت از خامنهای بعنوان یک جنایتکار نام ببریم. او فاقد عدالت و صلاحیت و حتی مرجعیت است و باید بازداشت شود و مورد محاکمه قرار گیرد.
( البته اگر معظم له نیز در زندان مورد تجاوز قرار گرفت تقصیر ما نیست و مسئولیتش هم بعهده خودش است ضمن اینکه آقای لاریجانی هم از بیخ موضوع تجاوز جنسی در کشور را تکذیب کرده است.)
آقاجان! این جمله آخری داخل پرانتز شوخی بود ها. یک وقت نروید به مقام عظما تجاوز کنید و بگذارید تقصیر ما
گزارش رئيس كميسيون آموزش از ديدار با رئيس دولت احمدي نژاد حرف خود را زد نمايندگان هم حرف خود را
بیائیم فردارابرای سیداحمدخاتمی جمعه سیاه کنیم
استقبال کمنظیر از نامهی اکبر گنجی به بان کی مون
بازداشت شدگان اخیر از روز شنبه اعتصاب غذا خواهند کرد ما چه میکنیم ؟
سعید حجاریان : باید موج سبز را در مقابل ریگ روان بیابان بكاریم تا مانع از پیشروی ویرانی بر آبادانی شود
خبر دروغ خبرگزارى فارس درباره نامه انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن و جوابيه گروه موج سبز ژاپن
انجمن مجعولی به نام انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن که حتی شهامت ندارد اسامی اعضای خود را اعلام کنند تا همگان با اهداف و افکار آنها آشنا گردند، ارتباط تنگاتنگ خود با سازمانهای مخوف اعتراف گیری و شکنجه را پدیدار کرده است.فارغ از هرگونه استدلالی، قرار گرفتن اخبار و بیانیه های این انجمن بر روی خبرگزاریهای عمده دولت کودتا، خود عیان کننده ماهیت این افراد است و هرگونه شک و شبهه ای در مورد سرسپردگی این انجمن را به یقین تبدیل می سازد.
گروه موج سبز ژاپن به نمایندگی از اکثریت دانشجویان ایرانی مقیم ژاپن مراتب انزجار خود را از اعمال پلیدی که با تقلب در آرای ملت آغاز شد، با ضرب و شتم معترضین، تیراندازی به شهروندان بی دفاع، بازداشت غیر قانونی، قتل و شکنجه و تجاوز در زندان ادامه یافت و اکنون به اعتراف گیری زیر فشار و دادگاههای نمایشی انجامیده است اعلام میدارد.
آشکار شدن تجاوز جنسی به برخی از بازداشت شدگان، تنها موید گوشه ای از فاجعه بوده و تغییر عمده ای در اصل موضوع ایجاد نکرده است. بدیهی است حکومتی که در آرای میلیونها شهروندش دست می برد یا به ضرب گلوله مستقیم فرزندان این مرز و بوم را در کوچه و خیابان به شهادت رسانده و یا جمجمه و دهان آنان را در زندان خرد می کند برای خاموش کردن صدای اعتراض از هیچ عمل کثیف دیگری از جمله تجاوز فروگذار نمی نماید.
هر قدمی که بر می داریم در ادامه راه خود مصمم تر می گردیم و هر خبر ناگواری که می شنویم ایمانمان به دمیدن صبح و بیرون رفتن دیو ظلم و استبداد، محکم تر می گردد
لینک خبرگزاری اعتراف گیران
زنگ خبرگان برای رهبری به صدا درآمده است
هرهفته چهارشنبه بازار تهران راس ساعت 11 منتظر حضور سبزتان هستیم
باید هر هفته چهارشنبه تجمع در بازار راس ساعت 11 رسمی باشد این باید در برنام جنبش سبز باشد تا هر بار بسیاری دیگر از مردم که در بازار حضور دارند و مغازه دار ها به این جنبش بپوندند.. هرهفته چهارشنبه بازار تهران راس ساعت 11 منتظر حضور سبزتان هستیم. این یک پیروزی ایست. با توجه به این که این تجمع فقط در بالاترین مطرح شد بنظرم عالی بود. اینها بسیار از ما وحشت دارند بچه ها پیروزی نزدیک است.
ویدیو کلیپی در مورد بیدادگاه و محاکمه فلهای اصلاح طلبان
کلیپ اعتراف - نسخه مخصوص بلوتوث
بیتردید بلوتوث هم در ایران امروز کارکرد یک رسانه را دارد و چه بسا گروه مخاطب گستردهتر یا لااقل متفاوتی نسبت به سایتهای اینترنتی داشته باشد. از این رو «موج سبز آزادی» تصمیم گرفته پس از این با انتشار نسخههای مناسب بلوتوث برای استفاده در تلفن همراه و ارسال از آن طریق، برای گسترش آگاهی عمومی نسبت به فجایع دو ماه اخیر و آنچه رسانه میلی صداوسیما از مردم پنهان نگه داشته، تلاش کند. لطفا با دریافت این فایل و توزیع آن از طریق بلوتوث، در نیل به این هدف به ما کمک کنید.
کلیک راست + save target as